1
 
مرحوم عبدالله کارگشا
تاریخ انتشار : 7 بهمن 1394 ساعت 03:34:18 | تعداد بازدید: 1537
مرحوم عبدالله کارگشا در گشت وگذار کوچه ها میخواند:
خر ممر بهارابوو
نون جو سهار ابو
عبدالله  ا  خان لار ابو...
از مرحوم عبدالله 1-گویند عبدالله از عده ای ناملایمات دیده  وناراحت بود. گفتندش چرا ؟گفت «دل میرود زدستم صاحبدلان خدارا- این روغن نباتی نامرد کرده مارا»
از مادر زن دلگیر میشود . گفتندش چرا؟گفت «دل میرود زدستم صاحبدلان خدارا-خدا کند بگیرد مادرزنم وبا را»
 

مرحوم حاج عبدالله خورجین کول اندازی داشت همانکه درعکس می بینیم . دوجداره بود یکی برای قرآن یکی هم برای دیوان حافظ/ پنجشنبه ها می آمد دربازار وخیابانها (البته درویش دیگری هم بود که بایشان  گل مولا میگفتند/لباس سفید بلند عربی جلیقه و باتبرزین وکشکول و دسته ای بلند نعناع سبز تازه/ اگر پول را بدستش میدادیم یعنی برای هزبنه زندگیت واگر در کشکول مینداختیم یعنی برای خرید نعناع/ ودرفبال کمک مردم یک شاخه نعناع هدیه میداد/ مداحی را با صوت خوش هم داشت/خدایش رحمت کناد و روحش شاد .
مرحوم عبدالله هم که با خواندن اشعار حافظ و مولانا وابوسعید وخیام ودیگرعرفای نامی دربین مردم محبوب بود  کمکها هم خرج چندین خانواده یتیم میکرد چون  سرپرستی چندین خانواده یتیم و نیازمند را بر عهده داشت فی البداهه شعر گفتن وگلستان سعدی گونه پاسخ دادن از شگردهای عبدالله بود بارها دیدمش و اشعارشو شنیدم باهاش حرف زدم وبرام فال حافظ گرفته بیشتر مردم را تاچند نسل مبشناخت عارف پاکباخته ای بود که هنوز پس از سالها نامش را به نیکی میبرن روحش شاد.

عبدالله علاوه بر اینکه به فقرا  کمک می کرد نقل می کنند که برکه ها را نیز تعمیر می کرد.
ازمبلغ ناچیزی که بدست میاوردخرج کارهای خیرعام المنفعه میکرد؛خدارحمتش کنه برای شادی روحش فاتحه
روزي فرماندار سالهاي قبل لارستان كه علاقه به مرحوم عبدالله عاقل داشت از عبدالله درخواست نصيحتي ميكند. و عبدالله في البداهه ميگويد.
جناب فرماندار.        تا تواني از سياست دم مزن.      نون خود بردار برو معوش.    بزن خو دز و نوونه دز  و  توه دز  وختي خوشو دزن نپه مگو اكوي دز   
پاسخ عبدالله عاقل به رئيس دادگاه وقت لارستان و هيئت همراه مركب از فرماندار و فرمانده ژاندارمري در پرسش از اينكه چگونگي مقابله با رشوه خواري و دزدي.    ظاهرا رئيس دادگاه ترجمه اين بيت شعر لاري از مرحوم مرتضوي وكيل ان زمان ميپرسد و وكيل ميگويد ظاهرا اشاره شاعر به اينه كه سه ركن اصلي شهر يعني فرماندار. به تمثيل. خو.  فرمانده ژاندارمري نوونه. و رئيس دادگاه توه  هر سه دزدند كه تمام امور در دست دارند. دنبال دزد ديگري نگرديد.   مشكل خود مديران هستند.
(با تشکر از جناب اخضری و  مهندس عابدی راد)
 
 

کد مطلب: 10042
 
کد امنیتی:   
 [1 نظر]

معتمد
Iran, Islamic Republic of
19 خرداد 1395   ساعت: 09:50:32
مرحوم عبدالله در چه سالی فوت کردند