0
 
محمد(سلطان) اورنگ (اَهِلی)/ جنجال بر کالبدی بی جان!
تاریخ انتشار : 28 فروردين 1399 ساعت 15:19:37 | تعداد بازدید: 274
محمد(سلطان) اورنگ (اَهِلی): 
 

قصد بر آن نبود که در مورد اتفاقات اخیر مطلبی به رشته­ ی تحریر در بیاورم چون گفتنی­ ها را درباره زبان لاری پیش از این بیان کرده­ ام و نتیجه تکرار چیزی جز تکدر خاطر خواننده نیست.  

مطالب گفته شده در تارگاه­ ها را با دقت خواندم و تا آنجا که با دیدگاه­ های زبان شناسی مرتبط است می­توانم نظر بدهم. سررشته­ ای در بررسی­ های جامعه­ شناختی و تحلیل­ های انسان­ شناسانه ندارم؛ پس بر گفته ی شیخ اجل می­ ایستم که: «جایی که جانم را مایه ی دانش نیست، سخن نمی­ رانم و خموشی را بهتر پسندم».

مطلبی از دوستان به بنده رسید که «*زبان لارستانی» نقطه ی مشترک منطقه­ ی لارستان است و بر اساس نقشه ای از تارگاه سازمان آموزشی علمی فرهنگیِ مللِ متحد (UNESCO)، مناطق مورد تکلم «*زبان لارستانی» را بیش از سیصد منطقه را در نظر گرفته اند. قطعاً دوست پژوهشگر ما در این خصوص لینک و یا تارگاهی سراغ دارند و سپاسگزار خواهم بود اگر منبع خود را با ما به اشتراک بگذارند.

جهت اطمینان، کتاب «دانشنامه ی زبان­های در خطر دنیا» را که در سال ۲۰۱۰ توسط «کریستوفر مازلی» نوشته شده، بازمطالعه کردم. در پایان نامه­ام هم به این پژوهش اشاره نموده­ ام. برای اطمینان دوباره از کتابخانه ­ی دانشگاه به این کتاب دسترسی پیدا کردم. مازلی در کتاب هفتصد صفحه­ ای خود، بیش از دو هزار زبان را در نقطه نقطه­ ی دنیا بررسی کرده است اما هیچ نامی از زبان لاری در این اثر ذکر نشده است.

با این حال، تارگاه یونسکو از زبان «لاری» نام برده است و در «اطلس جامع زبان­ های در خطر» با جستجوی نام کشور ایران، «زبان لاری» به همراه چندین زبان دیگر دیده می­شود. جالب این­جاست که نام زبان (به انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی) در این تارگاه «لاری» ثبت شده است و نام­های «* لارستانی» و «* اَچُمی» به عنوان نام­های جایگزین در نظر گرفته شده­ اند. در خصوص مناطقی که در آن­ها زبان لاری صحبت می­ شود نیز این تارگاه تنها منطقه­ ی لار و جنوب ایران را نام برده است (شکل ۱ را نگاهی بیفکنید).

در تارگاه اِثنولوگ (Ethnologue) که تمامی زبان­ های دنیا را بر اساس میزان خطرپذیری و داده­های زبان شناختی فهرست کرده است- همان­طور که در نوشته­ های پیشین نیز اشاره کرده­ ام- نام زبان به عنوان «لاری» شناخته شده است و نام «* اچمی» را کاملا «بدچَم» و «موهِن» می شمارد. بنده در ویرایش این داده­ ها و به روز رسانی اطلاعات مرتبط با نقش­ه ای زبانی، تعداد گویشوران و آخرین پژوهش­ های انجام شده در مورد لاری با سردبیر این کاتالوگ در ارتباط بوده ­ام. بنابراین، داده های این تارگاه از نظر زمانی به روزتر و به مراتب دقیق تر از تارگاه یونسکو و دیگر تارگاه­ های مرتبط با زبان های در خطر است (شکل ۲ را ببینید).

دیگر تارگاهی که نام زبان را «لاری» ثبت کرده است، پروژه ی زبان های در خطر یا همان «ELCat» وابسته به دانشگاه هاوایی است. در این تارگاه نیز نام زبان به عنوان «لاری» ثبت شده است و نام­های دیگر را به عنوان «* لارستانی» و «* اچمی» ذکر گردیده است. این پروژه نیز در حال به روز رسانی داده های مرتبط با پژوهش های زبان لاری می باشد (شکل ۳ را مشاهده بفرمایید).

اما برخی ممکن است این سوال را مطرح سازند که این تارگاه ها همگی در خارج از کشور ثبت و پژوهش شده اند و افراد داخل منطقه نام این زبان را با عنوان دیگری می­ شناسند. در این خصوص باید این نکته را ذکر کنم که برای نام­گذاری یک زبان، یا پژوهش­های زبان­شناختی (مثلاً همین تارگاه ها) را در نظر می­ گیرند و یا هم پژوهش­ های انجام شده بر روی آن. در مورد دوم این نکته شایان ذکر است که بیشتر پژوهش­ های زبان شناختی (همچنان که در نوشته های پیشین مذکور گشت)، عنوان زبان را «لاری» خوانده ­اند (ر.ک. دو مقاله ی مفصل پیشین در «گریشنا»، «میلاد لارستان» و «آفتاب لارستان»).

حال، سوال بنده از کسانی که باور دارند عنوان­ های «*زبان لارستانی» و به ویژه «*زبان اَچُمی» در منطقه بیشتر مورد پذیرش می باشد این است که کدام پژوهش میدانی بر دیدگاه­ های شما صحّه می­ گذارد و شواهد متقن شما از این که «همه ی مردم مناطق فارس و هرمزگان و بوشهر» و یا «بیشتر آن ها» عنوان «* اچمی» را می­ پسندند، چیست؟

کدام مقاله ­ی علمی و یا پیمایش میدانی ثابت کرده­اند که مردم سه منطقه بر عنوان «* اچمی» بیشتر توافق نظر دارند؟ در این پیمایش شما چه کسانی حضور داشته­ اند؟ این پیمایش را در کدام مناطق انجام داده­اید و شرکت کنندگان شما چه کسانی بوده ­اند؟ شما برای حفظ همین کهن زبان به همان عنوانی که خود می­ پسندید («* اَچُمی» یا «* لارستانی») چه کارهای عملی انجام داده­ اید؟ تعصب بر نام یک زبان و اصرار بر احساسات نوخواسته در هیچ حوزه­ای از علوم انسانی جایگاهی ندارد.

در نوشته­ ی بعدی در باره­ ی نظرات عزیزان در چند روز گذشته در این تارگاه­ ها بحث خواهم کرد و ماموریت اصلی خود در حفظ زبان­ های در خطر را بیان خواهم نمود. بر این باور استوار هستم که بحث در مورد نام زبان و عنوان این کهن زبان-همان­طور که پیش­تر سخن رفت- دردی را که از جان خسته این گونه­ی زبانی دوا نمی­ کند هیچ، بر کالبد نیمه جان آن نیز روحی نخواهد دمید.

«به فکر حفظ زبان باشیم نه بر سر عنوان آن بجنگیم»

*دکتری زبان­شناسی/ دانشگاه نیوساوث ولز (UNSW)/ سیــدنـی، استرالیا

 

کد مطلب: 10104
 
کد امنیتی:   
 [0 نظر]