0
 
نکاح در لارستان کهن
تاریخ انتشار : 7 آذر 1393 ساعت 22:27:31 | تعداد بازدید: 2410
ساره شهپر: سرزمین بزرگ لارستان از دیرباز پهنه گسترده آداب و رسوم و آیین و اعتقادات و باورهایی بوده است که شاید به دلیل گستردگی منطقه,یا کمبود امکانات لازم جهت تحقیقات پیمایشی ویا نبود عزم وتوان لازم و یا همت استوار بر انجام این کار گه گاهی قلمی بر سپید دفتر نقش بسته و اندکی بعد در گرمای تابناک تابستانش در صفحات کاهی کاغذ خشک شده است .البته هیچگاه در این عرصه گسترده حقیر ادعایی بر انجام این کار طاقت فرسا نداشته و نخواهم داشت که اگر دست روزگار چنین رقم زده که من نیز دغدغه ام بر این استوار گردد بی شک نام آبا و اجدادیم و عرق وطنم یاریم داده و بازهم صدالبته وجود و تشویق های پیاپی همسرم که در رگ هایش جای خون آب لار جاری  است و در اندیشه اش آبادی این مرز خاکی هرگز هرگز هرگز قادر به انجام حتی یک سطر از این کار نبوده و فکر ادامه را دور می دیدم.و مرهون تمام کسانی که همت گماردند و” بنیاد لارشناسی” را سر پا نگه داشته اند.موکدا می نگارم که فراموش نشود کارهای گهرباری از قلم ارزشمند دانشمندان بزرگی چون “دکتر احمد اقتداری “و “دکتر محمد باقر وثوقی” که لارستان بزرگ را تا ابد جاودان در کتاب ها ماندگار ساختند نباید از یاد برد.
 

در این مقوله تلاش شده است به صورت پیمایشی منطقه را که طبیعتا همه بدون مرزهای سیاسی و خطهای جغرافیایی دارای یک مرز فرهنگی هستند به چهار جهت شمال ,جنوب,شرق و غرب به استناد “لار و لطیفی,خور و باین”در مرکز (این کار صرفا به دلیل وسعت منطقه و عدم فرصت کافی جهت پیمودن مسافت های طولانی و نیز نزدیکی فوق العاده آداب و رسوم نواحی مجاور به یکدیگر صورت پذیرفته است)و مناطقی چون دهکویه ,کورده  در شمال وهرمود ,زروان,دشتی,منطقه صحرای باغ و عمادده در جنوب,منطقه درز و سایبان در شرق ,شهرهای گراش,اوز,وروستای فیشور در غرب و نواحی بنارویه,شرفویه ,بریز,جویم در شمال غربی مورد تحقیق میدانی قراردهیم لازم به ذکر است که در این پیمایش تفاوت آداب رسوم در بین شیعه و سنی و ترک نیز لحاظ گشته و مناطق بر همین اساس نیز انتخاب شده اند.
در این کار تلاش شده تا حد امکان از پیر مردان و پیرزنانی که حافظه قوی و زبان گویا برای نقل روایت ها داشته باشند و نیز به گونه ای خود بر اثر شغل (لالا)یا بر اساس سن ماجرا را تجربه کرده باشند تحقیق به عمل آید .این رسومات یک دوره زمانی حداقل مربوط به ۵۰-۶۰ سال پیش را در بر می گیرد.
آنچه ملاحظه خواهید کرد فصل چهارم کتابی تحت عنوان”فرهنگ عامه لارستان کهن”است که در سه بخش به شما ارایه خواهد گردید.و پس از آن فصل های بعد که مطالب مربوط به زایش ,مرگ و میر,و…. را در بر خواهد داشت ارایه خواهد شد.به امید آنکه مقبول نظر افتد . پیشکش به همه زنان و مردان گرمادیده آبادیم لارستان بزرگ
فصل چهارم
نکاح
مطالب مربوط به مبحث ازدواج درمنطقه لارستان به گونه ای گردآوری شده است که حداقل مربوط به فاصله زمانی ۶۰ تا ۸۰ سال پیش می باشد .در این میان تلاش شده است از زنان مسنی که در همین رده سنی قرار دارند و به چشم خویش شاهد این ماجراها بوده اند یا برای خود آنها نیز اتفاق افتاده یا به گونه ای خود دراین امر سهیم بوده اند مصاحبه و پرسش به عمل آید.البته پیشاپیش لازم به ذکر است که امروزه با رشد سریع جمعیت و نفوذ تکنولوژی وسهولت ارتباطات و رفت و آمد بین شهرها و روستاها و کشورهای حاشیه خلیج این رسومات تغییر و تحول خاصی کرده و گاه بسیار پر تجمل تر وپر طمطراقتر و گاه بسیار کمتر و کوتاه مدت تر گشته است.در گذشته های دور مانند امروز رسم بر این نبوده که دختر و پسر خود یکدیگر را برای ازدواج انتخاب کرده و بپسندند.این کار  از طریق شبکه ارتباطات خانوادگی_همسایگی صورت می پذیرد و بیشتر بر عهده زنان فامیل مانند عمه,خاله,خواهر و … است .این کار معمولا در حمام های عمومی ,یا سر برکه ها و آب انبارها و چشمه ها یا در برخی مهمانی های زنانه صورت می پذیرفت.چون در قدیم منازل لوله کشی آب نداشته و فاقد حمام بوده بنابراین وقتی زنها دسته جمعی برای آوردن آب یا شستن لباس و ظروف به سر چشمه ها یا آب ابارها می رفتند و یا هنگام استفاده از حمام های عمومی دختران مجرد رادیده و برس و جو کرده و برای خواستگاری معرفی نموده و قدام می کردند.البته تا جاییکه امکان بود و دختر و پسر در فامیل بودند ازدواج های فامیلی شکل می گرفت.مخصوصا بین دختر عموها و پسرعموها این امر بسار متداول بود چراکه در دین اسلام این یک امر پسندیده و سفارش شده است و حضرت محمد فرموده اند:عقد دخترعمو وپسرعمو را خداوند در آسمان ها بسته است.”در گذشته دختران اجازه درس خواندن اصلا یا بیش از چند کلاس را نداشتند و دخترانی که به مکتب می رفتند و سواد خواندن قرآن را می یافتند در اصطلاح “ملا “خطاب می کردند اما این امر چندان شایع نبوده و اکثرا آموخته های ذهنی خود مانند شعر و مثل و قرآن را به صورت حفظی از زبان سایرین فرا می گرفتند.آنها معمولا به سراغ مهارتهایی چون خیاطی و آشپزی روی می آوردند و داشتن این مهارت ها خود به نحو موثری در انتخاب شدنشان توسط سایر زنان برای امر ازدواج دخیل بوده است.پسندیدن دختران در حمام این مزیت را نیز در برداشته است که آنها می توانستند از عیب بدنی یا زیبایی و قدرت بدنی آنها در حمام آگاه گردند . برای خواستگاری اولیه و به اصطلاح کسب اجازه برای شرف حضور رسیدن بزرگترها چند زن مانند خاله ,عمه,خواهر یا همسایه به صورت کاملا سرزده و بی خبر به خانه دختر می رفتند این امر آن قدر متداول بود که خانواده های دختردار همیشه منتظر بودند و آمادگی لازم را داشتند و از این امر ناراحت و شاکی نمی شدند.آنها معتقد بودند که “دختر پل و مردم رهگذرند” و هر آن باید منتظر کسی بود که به سراغ دخترشان بیاید او رابپسندد و ببرد و دختر در خانه پدر مهمان است. سن ازدواج بین ۱۲ تا ۱۷ سال بود و گاه کم و زیاد متغییر می شد .مواردی در دست است که هنوز دختر به سن بلوغ نرسیده و به اصطلاح عادت ماهیانه نشده نیز شوهر می رفت و این مسیله در خانه شوهرش پس از مدتی برایش اتفاق می افتاد و گاه این امر مایه مباهات بود[۱] . وقتی خواستگاران برای دیدن دختر به خانه او می رفتند او احازه نداشت که از اتاق بیرون بیاید و گاه در حد سلامی از یک در وارد و از در دیگر خارج می شد و حتی یک مسیر را دوبار نمی پیمود .( درخانه های قدیمی در هر اتاق چند در برای رفت و آمد و جود داشت).گاهی هم پیش می آمد که برای شناخت بیشتر دختر و آزمودن صبر و حوصله او خواستگاران اصرار می کردن تا او در اتاق بماند و به پاک کردن سبزی مشغول شود .گاه نیز برای محک شکم چرانی او کاسه ای از برکو(الوک کوهی) در جلوی او می نهادند و از او می خواستند که  شپش های سر آنها را بگیرد ,اگر در انتها از مقدار برکو خیلی کم شده بود و مقدار شپش گرفته شده هم کم بود دختر شکمو پنداشته و نمی پسندیدند اما اگر برکوها مانده بود و شپش زیادی صید شده بود او را شایسته همسری پسرشان می دانستند. اگر دختر مورد پسندشان بود منتظر جواب پدر دختر می ماندند.پدر دختر پس از استشاره و اسخاره پس از چند روز جواب مثبت خود را اعلام می کرد و این اعلام نظر توسط مادر دختر به زن واسطه و به گو ش خانواده پسر می رسید و روزی برای قول و قرار اولیه تعیین می شد. نظر دختران در موارد بسیار کمی مورد سوال قرار می گرفت.در اکثر موارد پسران نیز خود در شهر حضور نداشتند و در کشورهای حاشیه خلیج مشغول به کار بودند و بنابراین گاه تا شب زفاف دیداری بین دختر و پسر صورت نمی گرفت و اگر پسر در شب زفاف می فهمید که زنش نازیباست یا عیبی دارد دیگر از دستش کاری بر نمی آمد و نیز برای زن . به همین دلیل بود که پسندیدن دختران در حمام های عمومی لااقل به لحاظ تایید فیزیکی ارج و مطمین تر محسوب می شد. جلسات قرار معمولا مردانه و بسیار رسمی بر گزار می گشت.البته در برخی روستاها زنها نیز در این جلسات حضور می یافتند اما در اتاقی جداگانه می نشستند.در این مراسم در گذشته معمولا ۶ یا۸ نفر از خانئاده پسر و ۶ یا ۸ نفر نیز از خانواده دختر حضور بهم می رساندند که شامل :عموهاو دایی های بزرگتر و پدر بزرگ ها, پدرها  اگر حضور داشت داماد و خلاصه افراد بزرگ  و برجسته خاندان می شدند.(امروزه این رسم مانند یک قوشون کشی شده است و گاه تا ۴۰ ,۵۰ نفر در آن شرکت می کنند وهر خانواده سعی دارد که افراد برجسته تر ,مشهورتر,سرشناس تر و مهمتری را به لحاظ موقعیت مالی و اجتماعی از سمت طایفه و دوستان و آشنایان خود دعوت کرده تا خانواده خود را برتر و سرشناس تر و معتبر تر جلوه دهد.) پذیرایی در این مجالس با میوه و شیرین و آجیل و چای (در گذشته قلیان ,بسکویت و حلوا) صورت می گرفته است اما از سرو تخمه هندوانه که جزئ لاینفک هر گونه مراسم شادی در خطه لارستان است پرهیز می شود چراکه شکستن آن را در این مراسم بدشگون می دانند و آن را نشانه شکستن عهد و پیمان تلقی می کنند.(لازم به ذکر است که تخمه هندوانه در مراسم های عزاداری,ختم,تاسوعا,عاشورا و اربیعن حسینی نیز سرو نمی گردد ,چون شکستن آن یک جور تفریح و نشانه دلخوشی است.) در این مراسم مقدار مهریه ,شیربها ,خرج مطبخ و تاریخ عقد و عروسی مشخص می گردد.در بین مسلمانان و در دین اسلام هنگامی که امر ازدواج در بین است داماد موظف به پرداخت وجه نقدی به عروس است که این وجه با رضایت عروس تعیین می گردد و بر ذمه مرد است و مانند طلبی است که تا آخر عمر و حتی بعد از مرگ بر گردن و دین اوست و باید آن را به همسر خود بپردازد .البته به صورت عرف این پرداخت در صورت مطالبه زن صورت می گیرد و گاه زنان آن را می بخشند ,یا مطالبه نمی کنند و بیشتر در موقعیت های مانند مرافعه ها و متارکه اصرار به گرفتن آن می شود .مقدار آن چندان مهم نیست و در واقع این پنداشت که زیاد بودن آن ضامن بقای زندگی و یا سربلندی عروس است وهم می باشد اما بهتر آن است که مقدار آن بر اساس شان خانوادگی و درآمد داماد تعیین گردد تا در حین مطالبه مشکلی پیش نیاید. در گذشته و حالاین امر رواج داشته که مقدار آن در بین خانواده ها و فامیل (گاه در یک قبیله یا روستا)مشخص  و همانند است .مثلا :بین خواهر ها یا جاری ها یکسان یا با تفاوتی اندک تعیین می گردد.این مسیله از قبل بین خانواده ها به شور گذاشته و بر سر آن توافق می گردد تا در روز قرار رسمی اختلافی پیش نیاید .در گذشته در لار مقدار آن حول و حوش ۵ تا ۱۰ اشرفی فتحعلی شاهی[۲] ۲۴ نخودی (مثقالی) بوده است که در بین متولین گاه به ۲۵ اشرفی نیز می رسیده است.در روستای فیشور[۳] میزان مهریه ثابت بوده است چراکه روستا کوچک و همه با همدیگر فامیل هستند.این میزان ۱۹ تا ۲۱ اشرفی بوده و هم باید عدد فرد می بوده باشد..در روستای دشتی [۴] این مقدار قبلا بین ۱۰۰۰ تا ۵۰۰۰ هزار تومان پول بوده است  که امروزه تبدیل به ۱۹ اشرفی گوشه ۳ نخودی شده است .در بنارویه [۵] مهریه معمولا پول بوده است یا پول و اشرفی با هم محسوب می کردند. گاه غیر از مهریه ملکی نیز درپشت قباله ازدواج به نام زن می زدند یا حق تعیین محل سکونت را به او می دادند. و اما شیر بها نیز مبلغ پولی است که در برخی نقاط ایران و در بین برخی اقوام و نیز در برخی مناطق لارستان رسم است که خانواده داماد به خانواده عروس می پردازند که برای تشکر از مقدار شیری است که مادر به دختر خود خورانده و حق زحمت آن محسوب می شود و مبلغ مشخصی ندارد و توافقی است و خانواده عروس آز این مبلغ برای تهیه جهیزیه عروس و خرج عروسی استفاده می کنند.در اوز[۶]به شیر بها”غایبونه”گویندو هم اکنون نیز متداول است.رسم جالب دیگری که در برخی نقاط لارستان به چشم می خورد رسمی بنام “گرفتن خرج مطبخ “است که برعهده خانواده داماد است و مبلغی برای مراسم پخت و پز ۳ تا ۷ روز عروسی به خانواده عروس می پردازند که به صورت نقدی یا به صورت تهیه مواد اولیه آشپزی مانند ادویه,برنج,روغن,گوشت,مرغ,هیزم قند . شکر و چای و …. هر آنچه که برای پذیرایی این مدت لازم بوده شکل می گیرد.این رسم در روستای باین[۷] ولطیفی[۸] وفیشور و دشتی و چند نقطه دیگر هنوز پا برجاست و در دشتی به آن “باشتلاق” می گویند.  در گراش [۹] در شب قرار رسمی بنام “بره با” وجود دارد که خانواده داماد را موظف می کند هدیه ای شامل ۵۰ گنی قند “زیر طبقی”,و ۲ تابره که به گردن آنها طلا یا اشرفی آویزان است و با پارچه سبز و قرمز تزیین شده اند به خانواده عروس پیشکش کنند البته طلا یا اشرفی ها بعدا به خانواده داماد بازگردانده می شود.در لار در صورتی که جواب خانواده عروس مثبت بود ودر شب قرار همه چیز به خیر و خوشی و به توافق دو طرف پیش رفته بود صبح فردا از طرف خانواده عروس به تعداد مردهایی که شب گذشته در مراسم بله برون یا همان قرار شرکت کرده بودند (مثلا اگر ۸ تا بودند)۸ سر قند و ۸ دیس حلوا تهیه و فرستاده می شد به درب خانه داماد که آنها بین اقوام وخویشان خود که شب گذشته در مجلس حضور داشته اند پخش کنند.(امروز هنوز هم این رسم در بین اکثر خانواده رایج است و با وجود آنکه تعدار افراد حاضر گاه به ۱۰۰ نفر می رسد به همان تعداد یک بسته شکلات و یک کمپوت آناناس یا خوخ را در کاغذهای زیبا می پیچند و به خانه داماد می فرستند که انها خود در بین افراد حاضر پخش نمایند.)
معمولا مراسم عقد در منزل عروس یا در محضر یا در خانه “آقا” که یک ملای محلی مورد اعتماد و سرشناس است صورت می گیرد .به هر حال خطبه عقد بابیستی به  زبان عربی سلیس و صحیح وتوسط “آقا” یا محضردار جاری گردد. در اکثر روستاها عاقد (کسی که خطبه عقد راجاری میسازد)در منزل حاضر می گردد.یک بار برای مجلس زنانه ۳مرتبه می خواند تا بالاخره عروس جواب بله خود را اعلام دارد و مهریه را نیز در خطبه اعلام می کند . پس از آن برای مجلس مردانه وداماد ۱ مرتبه قرایت می شود و او نیز بله را اعلام می دارد و مردم با صلوات و کل و هلهله شادی خود را ابراز می دارند و به “برنه” یا “برنش”یا همان پرتاب و ریختن نقل و شیرینی و پول و سکه می پردازند.بر این اساس عروس و داماد در ملا عام و حضور همگان (حتما ۳ شاهد عاقل و بالغ لازم است)به عقد رسمی و شرعی و عرفی هم در می آیند و از این لحظه به بعد می توانند با یکدیگر ارتباط نزدیکتری داشته باشند(مثلا عروس می تواند روی و موی خود را به داماد نشان دهد یا یکدیگر را لمس نمایند.البته عملا در گذشته این موارد تا شب زفاف و در حجله صورت نمی پذیرفته و دختران حیای بسیار داشته اند .گاه پیش می آمده که دختر به وصلت راضی نبوده و جواب بله را کس دیگری سر عقد اعلام می داشته ,این عقد در اسلام  در صورت اثبات باطل اعلام می شود.اما بهر حال در گذشته دختران مطیع اوامر بزرگترها بوده و حق دخالت چندانی نداشته اند.در بسیاری موارد عقد و زفاف بی فاصله وپشت سر هم در ۲ شب صورت می گرفته و فرصتی برای دیدار زیاد عروس و داماد نبوده و اگر دختر هم عیبی داشته که در حجله مشخص می شده است از دست داماد کاری بر نمی آمده چرا که در گذشته مانند امروز طلاق چندان جایز نبوده و کسی بدان مبادرت نمی ورزیده است.آنها معتقد بودند که زن باید با لباس سفید عروسی به خانه بخت رود و با لباس سفید کفنی از آن جا خارج گردد و طلاق در یک طایفه مایه ننگ و خفت محسوب می شده و سر شکستگی فامیل را به دنبال داشته و بیسار قبیح بوده است. ) در گذشته آزمایش خون جهت امر ازدواج در کار نبوده است و در خیلی جاها رسم پهن کردن سفره عقد نیز به جا آورده نمی شده است.حتی عروس اجازه ارایش و اصلاح نیز نداشته است.امروزه رسم بر این است که برای روز آزمایش خون چند نفر از خانواده عروس و چند نفر از خانواده داماد آها را همراهی می کنند و پس از گرفتن جواب از طرف خانواده داماد مقدار جگر کباب شده ,بطری های آب میوه ,شکلات و قطعه ای طلا  به همراه جواب آزمایش به درب منزل عروس فرستاده می شود.(جواب آزمایش برای اریه به محضر اجباری است.).در برخی مناطق روستایی مانند بنارویه ,شرفویه … و رسم بر این است که چون طایفه ها به همراه عروس و داماد به شهر لار برای انجام آزمایش می آیند نهاررا در رستوران مهمان طایفه عروس هستند. در هنگام مراسم عقد به ویژه اگر در منزل انجام می شد رسم پهن کردن سفره عقد اجرا می شد که به این صورت بود که قالیچه یا ترمه ای در کف اتاق بر روی قالی پهن می کردند و یک آیینه پایه دار ,یک سنگ میزان یک منی ,یگ گز (متر آهنی),قرآن و آبی که از چاه می آوردند و بنام آب هفت چشمه معروف بود بر روی آن قرار می دادند و چراغ برقی را نیز روشن می کردند.(امروزه آینه و شمعدان ,قرآن,نان سنگک,پنیر و سبزی ,نقل و شیرینی , گل,گلاب و گلاب پاش نخ سبز ابریشم در سفره ها قرار می گیرد که نخ را به بازوی عروس می بندندو در حالی که تورسبزی بر سرش انداخته اند قرآن سوره مریم می خواند و شمع ها نیز در گلاب شناور و در جا شعمی ها روشن است که پس از خواندن خطبه با انگشت یا ته کفش عروس یا برگ سبز توسط عروس و داماد خاموش می شود و نان و پنیر و سبزی به صورت پیچیده بین مردم پخش می شود و خوردن آن تبرک دارد به ویژه برای دختران دم بخت یا حاجتمندان ,و نقل نیزدر بسته بندی های زیبا توسط عروس و داما به کسانی که هدیه می آورند یادگاری داده می شود .در حین مراسم خطبه پارچه ای سبز بالای سر عروس گرفته می شود و در دست خواهر های عروس و داماد و مادرها و فامیل نزدیک جابجا می گردد و کسانی نیز مشغول سابیدن قند و پاشیدن گلاب روی آن هستند .که بعد این قندهای ساییده شده باگلاب رانیز جهت تبرک به دختران دم بخت و یا ترشیده و یا حاجتمندان می دهند تا طلبشان برآورده شود.) در گذشته رسم نبوده دختران مجرد یا زنان بیوه یا مطلقه هنگام “بله گفتن” عروس بر سر سفره حضور داشته باشند. در گذشته در بنارویه رسم بر این بوده است که در حین قند سابیدن بالای سر عروس نباتی نیز در دهانش می گذاردند و قرآنی روی پاهایش قرار می دادند که اگر ملا بود و سواد داشت آن را تلاوت می کرد و قفلی نیز به دستش می دادند که هنگام بله گفتن آن قفل را می بست و تا شب زفاف و بعد از تصرف باز نمی کرد و گرنه داماد هوسی می شد و پی زن دیگری را می گرفت.مدیریت این کارها به عهده مادر عروس بود و پس از گفتن بله نبات را از دهان عروس گرفته و به دهان داماد می گذاشتند تا کامشان از یکدیگر شیرین شود و در حین عقد مقداری گل محمدی آب کرده و پای عروس را در آن قرار می دادند و بعد از ذکر بله آن را برای تبرک روی عروس, بچه ها و اطرافیان می پاشیدند. در بنارویه بعد از مراسم عقد داماد با طایفه اش برای مراسم “دستگیری یا روگوشی” به منزل عروس می آیند و درحالیکه عروس روسری سبزی بر سر دارد و نشسته داماد ساعت یا انگشتری به او هدیه می دهد و سپس سایر اعضای خانواده اش هدایایی به او می دهند و خانواده عروس از قبل دستمال های کوچکی شبیه کیسه دوخته و پولک نشان کرده اندو پر از شکلات نموده و در بشقاب به خانواده داماد تعارف می کنند آنها این کیسه های پر از شکلات را برداشت و هدایای خود را به جای آن می گذارند این کیسه به عنوان یادگاری نزد آنها می ماند این رسم مطابق رسم دادن کیسه های نقل یا هر یادگاری دیگری سر سفر عقد به افرادی است که کادو می دهند و در لار اجرا می گردد  در این مراسم با تخمه هندوانه و شیرینی از مردم پذیرایی می شود.  در روستای دشتی پس از مراسم خواستگاری و گرفتن جواب مثبت خانواده عروس از طرف خانواده داماد حلقه ای طلا به عنوان “نشانه”برای عروس می فرستند که همراه آن یک چادر رنگی “شمد”,یک دست لباس و لباس زیر,جوراب ,کفش و ساعت نیز همراه است .گاه به دلیل آماده نبودن پسرها برای ازدواج (خانه شان مهیا نیست یا در کشورهای خلیجی مشغول کار هستند و تا مدتها نمی توتنند بر گردند)این مراسم نشانه ۶ ماه تا ۲ سال به طول می انجامد و صرفا دختر خانواده را به اسم پسر نگه می دارن تا کس دیگری به سراغش نرود .البته این رسم در اکثر نواحی لارستان کم و بیش حتی امروزه رایج است و در واقع همان دوران نامزدی محسوب می گردد اما عملا عروس و داماد ارتباطی با یکدیگر ندارند .در گراش به مراسم نشانه”کوش” و در لار “اندوپا”گویند .در گراش لباسی که با قطعه طلا همراه است ۲ دست ۲ دست می باشد و شیرینی نیز به همراه دارد.در گراش سر سفره عقد هم قفل و هم چاقو پس از ذکر بله بسته می شود و سایل آهنی مانند گز و سنگ کیلو در حین خطبه خواندن روی پای عروس نهاده می شود . پس از اجرای مراسم عقد در گذشته مردم به خانه های خود باز می گشتند اما امروزه رسم بر این است که هر طایفه به منزل عروس یا داماد می روند و عروس مهمان خانواده همسر است و هر کس در منزل طایفه خویش به صرف نهار می پردازند.
در فاصله بین مراسم عقد تا عروسی که گاه ۶ ماه تا ۲ سال طول می کشد معولا در اولین عید مذهبی یا سنتی (عید فطر ,عید قربان,عید نوروز)[۱۰] که نوروز در بین شیعه و فطر یا قربان در بین سنی متداول تر است و نیز در اولین ماه محرم [۱۱]و رمضان[۱۲] که دختری به عقد پسری در آمده است بسته موقعیت خاص خوراکی ها ,شیرینی ها ,لباس و زیور آلات و … ارز طرف خانواده داماد برای عروس فرستاده می شود.البته در کلیه مراسم اهدا هدیه و رسم و رسوماتی از این دست تقانون تلافی و جبران کردن به وضوح به چشم می خورد چراکه بلافاصله پس از ازدواج مادر عروس موظف به اجرای این موارد در موقعیت های خاص برای دختر خود که در خانه شوهر به سر می برد و اولین عید یا محرم یا رمضان را سپری می کند می باشد.و این هیچ ارتباطی به حضور داماد در کنار همسر خود چه در دوران عقد و چه در دوران ازدواج ندارد چون آنها اکثر به کار در کشورهای خارجی مشغولند و این یک رسم زنانه است و در شبکه ارتباط خانوادگی فقط باید به تایید زنان فامیل و همسایه برسد. به عنوان مثال در نوروز رسم بر این بوده و  است که شیرینی های خانگی مانند:(قتلمه,دلبرو,زیگرو, و…) قرآن ,آیینه پایه دار,گاه هفت سین شامل: ( سیب و سیر و سرکه و سماق و سنجد و سمنو و سبزه )  ماهی و تخم مرغ های رنگ شده و سفره ترمه یا جانماز سبز به همرا یک دست لباس و لباس زیر و کفش و جوراب و چادر و روسری و یک قطعه طلا از طرف خانواده داماد  برای عرو س به عنوان عیدی فرستاده می شد. در روستای دشتی همه این موارد به علاوه ۳ تاسینی پر از شیرینی و میوه است . که لباس ها در یک سینی جداگانه گذارده و با پارچه سبزی می پوشانند و تکه نمکی هم من باب رفع چشم زخم روی آن قرارمی دهند . البته در روستای دشتی این مراسم در یک عید مذهبی مانند فطر یا قربان صورت می گیرد چون سنی هستند و عید مذهبی برایشان ارجحتر است و طبیعتا از هفت سین  و تنگ ماهی نیز در این مراسم خبری نیست. در روستای بنارویه در کنار همه اینها برنج . روغن و گوسفند کوچکی (کهره)نیز فرستاده می شود و خانواده عروس آنها را طبخ کرده و از خانواده داماد دعوت می کنند که آن روز را در کنار هم گذرانده و نهار تناول کنند. در لار علاوه بر این رسم در ۱۳ فروردین که روز طبیعت نام دارد و به اصطلاح “۱۳ به در”گویند و مردم روز خود را در دامان طبیعت به سر می برند تا از نحسی ۱۳ برهند و سبزه های خود را به آب روان می سپارند و دختران دم بخت سبزه گره می زنند تا در سال آینده بختشان باز شود اگر دختر عقد کرده مهمان خانواده داماد باشد از طرف خانواده خودش سینی پر از کاهو و شربت سکنجبین و ظرفی مملو از آجیل و دیسی پر از شیرینی های عید به همراه یک قطعه طلا  برایش فرستاده می شود و اگر مهمان خانواده خود باشد از طرف خانواده داماد این تدارکات به عمل می آید.
در محرم مراسم شامل یک دست لباس مشکی یا تیره رنگ به همرا گندم و اسکو و الوک کوهی (اخوریا اخورک) است که از طرف خانواده داماد راهی خانه عروس می شود . در ماه رمضان نیز حلوا,یخدر ,شیربرنج ونان های محلی در این مراسم رد و بدل می گردد,در روستای دهکویه[۱۳] یک سینی خرما به همراه یک جفت کفش و یک دست پارچه فرستاده می شود.این مراسم پس از ازدواج و در حین بارداری زن در اولین بارداری هنگامی که بچه در شکم است درمواجهه این ۹ ماه با اولین عید مذهبی یا سنتی و اولین محرم و رمضان از طرف مادر پسر(مادربزرگ بچه) برای بچه یا در واقع مادر بچه که هوس می کند بیشتر صرف خوراکی ها در موقعیت های خاص و پس از زایمان از طرف مادر دختر (مادربزرگ بچه)جهت بچه به ویژه در نوروز(سفره هفت سین کودکانه) و نیز در محرم خصوصا لباس دشداشه “عربی”برای نوزادهای پسر که برایشان نذر شده است انجام می گیرد.البته این رسومات در لار بیش از سایر نواحی و روستاها به چشم می خورد و امروزه نیز بر آن دامن زده شده است. پس از اعلام آمادگی دو خانواده برای مراسم ازدواج روزی به خانه “آقا”سید سرشناس محله یا شهر می روند و با اصطلاح ساعت خوش می کند و زمانی را به شور و مشورت با آقا انتخاب می کنند که برای امر ازدواج منسب باشد و ایشان با نگاهی بر قرآن و مفاتیح و کتب مخصوص روزی رادر هفته و ماه انتخاب می کند که قمر در عقرب[۱۴] نباشد و این روز معمولا آخر هفته پنج شنبه شب یا همان شب جمعه تعیین می گردد[۱۵] که بنا بر دستور اسلام عمل زناشویی در این شب ثواب دارد و یا دوشنبه شب یا مطابق با اعیاد مذهبی یا سالروز ولادت پیامبر یا ایمه معصومین یا فاطمه الزهرا زوجه حضرت علی امام اول شیعیان و دختر پیامبر حضرت محمد (ص)(۲۰ جمادی الثانی روز زن) یا تولد حضرت علی امام اول شیعیان ( ۱۳ رجب روز مرد) یا تولد حضرت مهدی امام ۱۲ شیعیان (۱۵ شعبان) و یا هر روز مقدسی در تقویم اسلامی که امکان پذیر برای خانواده ها باشد تعیین می گردد.پس از تعیین تاریخ مناسب نوبت به خبرکردن و دعوت اقوام و خویشان و دوستان و آشنایان می رسید .در گذشته که از تکنولوژی روز مانند تلفن و موبایل و حتی کارت های عروسی خبری نبود این کار تحت نام رسمی بنام “طلبونی”صورت می گرفت بدین ترتیب که چند نفر از طایفه عروس و چند نفر از طایفه داماد اکثرا زنان جاافتاده و متشخص و اسم و رسم دارو شناس داوطلب می شدند که در بین همسایگان و طایفه خود کوچه به کوچه و محله به محله در چند روز متوالی قبل از عروسی بگردند و به درب خانه هایشان رفته و از آنها به صورت حضوری دعوت به عمل آورند که در فلان روز و تاریخ و ساعت مهمان آنها شوند به صرف شام ,نهار یا شیرینی و درشادی آنها شریک شوند.برخی مردان طایفه نیز این کار را در محل کسب و کار و بازار از دوستان و اقوام مذکر خود به عمل می آوردند. این کار در روستاها های کوچک که همه یکدیگر را می شناسند و با هم فامیلند یا اصلا صورت نمی گیرد چون همه دعوت و مطلعند یا کار بسیار آسانی است.مطلب جالب این است که در خطه لارستان با وجود تکنولوژی و تمول مردم و جود تلفن وموبایل و کارت های متنوع عروسی اما هنوز این رسم پابرجاست و برای فامیل های بسیار خاص و قابل احترام یا آشنایانی که با آنها رودربایستی دارند و یا خیلی متوقع اند این کار صورت می گیرد و گاه هم تلفن زده می شود ,هم کارت فرستاده می شود و هم حضوری دعوت به عمل می آید تا مبادا آنها خود را غریبه احساس کنند یا فکر کنند که به آنها بی احترامی شده یا توچه لازم مبذول نشده است!در گذشته مراسم تدارک برنامه عروسی از یک هفته قبل آغاز می شده است و در ب خانه عروس و داماد باز است و هر طایفه برای خود برنامه ها دارد و حیاط خانه مملو از زنان و مردانی است که هر کدام بسته به نوع توانایی و آشنایی و حرفه و علاقه و تجربه خود مشغول به کاری هستند.به عنوان مثال در گذشته برای پخت و پز روزها و شب های عروسی نیاز به فراهم کردن هیزم و تهیه آتش بوده است و مانند امروز اجاق گاز و نفت و سوختهایی از این دست در کار نبوده است بنابراین در شهر ها معمولا این هیزم از کسانی که کسبشان فروش هیزم بود خریداری و تهیه می شد ولی در اکثر روستاها مانند:خور[۱۶](از سال ۱۳۷۹ شهر شده است),دشتی,لطیفی,بنارویه,دهکویه ,و … پدر داماد از کسانی که در محل الاغ یا قاطر داشتند و از مردان و پسران طایفه که توانایی رفتن به کوه و صحرا را دارند تقاضا می کند که برای جمع آوری هیزم عروسی که در فیشور به این رسم “خجهی” گویند  و در دهکویه آن را تحت عنوان “بارخریمه”می شناسند و خانواده داماد موظف به تهیه آن هم برای خود و هم به عنوان خرج مطبخ برای خانواده عروس هستند  گردهم آیند و در یک روز معین و ساعت مشخص به صورت دسته جمعی راهی کوه و صحرا می شدند.در برخی مناطق زنها بعد از خروج مردان پرچم سبزی را  به عنوان بیرق  در بالای پشت بام خانه هایشان نصب می کردند که به گونه ای آغاز مراسم عروسی و شراکت آنها را در این مراسم نشان می داد و تا اخر مراسم همانجا می ماند. مردان نیز هنگام بازگشت بر هیزم های بارشده خود بر روی الاغ ها پرچم سبزی( امروزه نیز رسم نصب پرچم بر روی ماشین های حامل افراد پیشواز حاجیانی که از مکان های مقدسی مانند مکه  ,سوریه یا کربلا می آیند هنوز رواج دارد .) نصب می کردند و هر کدام موفق می شدند زودتر بر گردند از پدر داماد به عنوان برنده جایزه دریافت می کردند .در درز و سایبان[۱۷] رسم بر این بود که نوجوانان پسر  مترصد آمدن پدرهاوبرادرهاو اقوام خود از کوه می شدند و با سرو صدا خبر آمدن آنها را اعلام می کردند و زنان با ساز و دهل به پیشواز آنها می رفتند و هر زنی که زودتر خود را به اولین الاغ دارای بار هیزم می رساند و موفق به انداختن بار هیزم ازروی الاغ می شد از مادر داماد کله قند چای یا پارچه هدیه می گرفت. به این ترتیب سوخت عروسی به صورت مشارکتی تهیه می شد. یکی دیگر از کارهایی که در روزهای قبل از عروسی انجام می گردد به ویژه در روستاها که رسم رنگین پوشی عروس ها متداول بوده است تهیه و دوخت و دوز لباس های رنگی برای شب حنابندان و زفاف عروس می باشد که در رنگهای سبز و نارنجی و قرمز تهیه می شود.بنا بر رسم خانواده داماد تشک عروس و داماد رانیز به دست استاد لحاف دوز داده و مراسم پنبه زنی نیز در حال انجام است و در گوشه های رخت و خواب نقل و شیرینی می ریزند تا زندگی آنها حلاوت یابد . در لار در منزل عروس نیز این کار انجام شده و مادر عروس تشک حنابندان وعروسی دامادش را به همین رسم تهیه می کند.اما در روستاها و مناطق سنی نشین خانواده عروس رسم تهیه تشک داماد را ندارد و مادر داماد هم برای عروس و هم برای داماد تهیه می کند.تشک های حنابندان معمولا در ۲ تکه پشتی و نشیمن گاه و با پارچه های زربفت سبز و قرمز تهیه می شوند اما تشک های شب زفاف با پارچه های زربفت سفید و لحاف ها نیز با پارچه های رنگی و خوش جنس و نقش و نگار دوخت می گردند.از رسوم دیگر این روزها تهیه نان های محلی توسط زنان همسایه و طایفه است که در خانه مادر داماد و عروس گرد هم می آیند و برای صبحانه و نهارو شام روزهای آتی تدارک نان می بینند.نان یکی از ارکان جدانشدنی سفره های ایرانی به ویژه در جنوب و به خصوص در گذشته بوده است آنها معتقد بودند که نان بند و قوت جان است و خوردن غذاهایی که با نان سرو می شده رواج بسیار داشته چراکه هر خانواده حداقل برای رفع احتیاجات خود اندک زمینی زیر کشته گندم داشته و شاید به اندازه امروز برنج رایج نبوده چون یک کالای وارداتی محسوب می شده است  و یا امکان تهیه مالی آن برای همگان فراهم نبوده است و به همین دلیل بوده که یکی از هنرهای همه زنان خطه جنوب تهیه و پخت انواع نان های محلی است.زنان ودختران محل گندم های عروسی را در هاون های سنگی کوبیده و سبوس  آن را جدا میکردندو مردان برای تهیه آرد آنها را به آسیاب های محل می بردند. عمده ترین نوع نان که در چنین مراسماتی تهیه می شده به نان”فلزی,تیری یا نازک”معروف بوده است.از دیگر کارها می توان به شکستن قند که به صورت کله قند بوده و باید به شکل حبه در می آمده که برای سرو کنار چای مورد استعمال بوده و توسط دختران محله صورت می گرفته است (مصرف چای در ایران بسیار رایج است و در خطه جنوب به همراه قند حبه و به شکل پر رنگ و اندکی تلخ سرو می گردد) یاد کردو نیز شکستن و لپه کردن نخود برای تهیه خورشت قیمه که غذای متداول و رسمی هر مراسم عروسی و عزا در لارستان بوده و است و پاک کردن انواع حبوبات مانند ماش و عدس بر عهده بانوان بوده  و در طول روز با میوه وشیرینی و چای از آنها پذیرایی به عمل می آمده است.در لار رسم بر این بوده که برای شب حنابندان از طرف خانواده داماد یگ گونی(بار)حنا و یک گونی قند به رسم شادی و برای شیرینی شروع مراسم به خانه عروس می فرستند .در فیشور دو یا سه روز قبل از عروسی شیربهای تعیین شده توسط مردان و ریشسفیدان خانواده داماد به خانه عروس فرستاده می شود که به آن باشتلخ در زبا ن ترکی به معنای  سرآغارینه گویند. در روستای فیشور رسم دیگری بنام “بشقاب بردن”نیز وجود دارد که در این آیین مادر عروس اقوام خویش را جمع کرده و آنهاپول و شیرینی های خود را در بشقابی بزرگ یا سینی گذاشته با پارچه ای سبز پوشانده و با هلهله وشادی بر روی سر نهاده و به خانه داماد می روند و در مقابل مادر داماد نیز مقداری شیرینی در ظرف آنها گذارده و آنها را روانه خانه عروس می کند. یکی از مراسم بسیار جالب در این آیین ها مراسم است تحت عنوان “شیرین کردن بادام کوهی” [۱۸]است :”بادام کوهی یا “الوک”که در زبان لارستانی به آن اخور می گویند, یکی از تنقلات مصرفی در ایام عروسی می باشد.اخور ذاتا تلخ و غیر قابل خوردن است که برای استفاده باید آن راشیرین کرد.صاحبان عروسی روزی را به شیرین کردن اخور اختصاص می دادند زن ها و دختران محله را دعوت می کردند تا در این کار یارگر شوند.این مراسم با شور و شادی همراه بوده است.برای شیرین کردن بادام کوهی آن را در خمره ای می ریختند و بر آن آب جوش و نمک می افزودند .خمره را با پیچیدن گیلیم گرم نگه می داشتند.هر روز این کار را تکرار می کردند .در روز سوم یا چهارم بادام کوهی شیرین و قابل خوردن می شد.بادام کوهی را معمولا با نقل و نبات به هم می آمیزند و در طی مراسم عروسی با آن از مردم پذیرایی می کنند .امروزه آماده آن از بازار قابل تهیه است.” .  در روستای دشتی چند شب قبل از حنابندان مردان و پسران جوان در محلی گردهم آمده و به بریدن پارچه های رنگی برای رقص دستمال بازی در شب های آتی می پردازند و به گفت و شنود و شادی و هلهله مجلس را گرم می کنند, تهیه این پارچه ها نیز به عهده خانواده داماد است.رسم دیگری نیز که در برخی مناطق همانگونه که اشاره کردیم وجود دارد رسم “خرجی بردن”است که برمیگردد به همان مطلب خرج مطبخ که چند روز قبل از عروسی برخی مردان خانواده داماد به همراهی چند زن با تجربه و چند نفر از فامیل عروس به شهر (لار)رفته و به خرید وسایل لازم برای این چند شب و روز متوالی عروسی اقدام می کنند که شامل همه مواد اولیه پخت و پز از ادویه تا برنج و گوشت و روغن و رب و قند و چای و حتی گاه میوه و آجیل و تخمه و شیرنی و پارچه و…. است و خرج بر عهده خانواده داماد است و سپس یکروز قبل از مراسم آنها را با ساز و دهل و هلهله به خانه عروس برده و تحویل می دهند یا  به اصطلاح “بارزی یا بارریزی “می کنند. با توجه به این رسم و رسومات ذکر شده معلوم می گردد که چرا مراسم ازدواج ۷شبانه روز به طول می انجامیده ,امروزه با وجود انواع تکنولوژی و انواع و اقسام محصولات آماده در بازار دیگر کمترخبری از این رسوم می باشد و این مراسم به ۳یا ۲ شب ختم می گردد.خلاصه اینکه بعد از همه این مقدمات اولین روز و شب رسمی مراسم که همان “حنابندان “نام دارد فرا می رسد. اولین شب رسمی مراسم ازدواج را تحت عنوان “حنابندان”می شناسند.برای این مراسم از عصر ۵ تا ۱۲ سینی شامل:حنای خشک (آب نشده) ,حنای آب شده و تزینن شده,نخ مخصوص بستن حنا,دستمال های رنگی برای بستن حنای دست و پای عروس و داماد,لباس های سبز و چادر و روسری و کفش و لباس زیر و جوراب و لوازم آرایش و گلاب ,کله قند,شکر پنیر و شیرینی و گل و گلدلن و شمع و آینه و تشک ها و بالشتک های کپسولی شکل برای قرار دادن زیر دست و پای عروس و داماد هنگام حنا بستن که همگی در سینی های پوشیده با قالیچه های سبز قرار گرفته و روی آن را نیز با تورهای سبز می پوشانند و نمک و پولک و پول نیز روی آنها قرار می دهند و با هلهله و کل و شادی بر سر مردان دو طایفه  بین دو خانواده عروس و داماد رد و بدل می گردد.گاه سینی های مربوط به روز حنابندان با روز زفاف متفاوت است و گاه در بعضی مناطق سینی های روز حنابندان یا زفاف از یک طرف به طرف دیگر می رود .مثلا :فقط از سمت خانواده داماد برای عروس تهیه می شود یا بلعکس. در گذشته مراسم حنابندان در ۲ شب یا روز صورت می گرفته و تحت عنوان حنابندان یا حمام “دزد”و حنابندان یا حمام “فاش” می شناختند .”حنای دزد یا حما دزد “یک حالت غیر رسمی داشته و مردم غریبه و مهمان در آن حضور نداشته اند و در حد فامیل های نزدیک دو طایفه بوده است.در این روز عروس را دزدانه به حمام بیرون از منزل برده (حالا این حمام می توانسته حمام شهر (لار)برای روستا نشینان ,حمام های معروف شهر برای ساکنان لار,یا حتی حمام خانه همسایه یا فامیل بوده باشد .مسیله اصلی این بوده که حتما حتی اگر منزل دارای حمام بوده عروس باید برای این دو روز از حمام بیرون استفاده کند .شاید دلیل آن نبودن حمام در اکثر منزل ها بوده و باعث شده بوده که در این جریان رسم ورسوماتی شکل گیرد که همه مابل به انجام آن شده بودند و معمولا حمام ها در این دو روز برای کل فامیل و طایفه قرق می شده است و خرج آن با طایفه داماد بوده است(خرج دلاک و کیسه کش و پذیرایی در حمام) .از قبل خانواده عروس و داماد به نزدیکان خود اعلام می کنند که فلان روز و فلان ساعت حمام قرق است و می توانند حضور بیابند و در حمام که گاه چندین ساعت متوالی به طول می انجامید (از ظهر تا ۸و ۹ شب) به تناول شربت و شیرینی و میوه و قلیان می پرداختند و به گفت و شنود و هلهله و شادی و سرور و کل و آواز خوانی و دایره زدن[۱۹] می پرداختند. پس از حمام پارچه ای زربفت روی سر عروس انداخته و چادر بر سرش افکنده و با ساز و دهل او  را به خانه می بردند و در طی مسیر یک نوجوان پسر معمولا محرم عروس آینه قدی بلندی را به پشت خود گرفته و در جلوی عروس راه می رود به گونه ای که او خود را در طول راه در آن ببیند و در این حرکت آرام مردان در جلو و زنان در کنار عروس در حالیکه دو زن تازه عروس زیر بغل او را گرفته اند به آواز خوانی می پردازند و وقتی وارد خانه می شوند مردان آنجا را ترک کرده و مجلس زنانه است و عروس را بر تشک های زربفت نشانده و دور او به هلهله و شادی می پردازند تا زمانی که آرایشگر برای انجام کارهای مخصوص او حاضر شود. سپس آرایشگر یا مشاطه به اصلاح (برداشتن موهای زاید )سر و صورت و تن وبدن عروس به وسیله نخ مخصوص می پردازد  هر کس دیگری نیز که مایل است مشاطه برای او نیز اصلاح کند آن شب را در خانه عروس می ماند و گاه این بساط تا صبح برپاست در این شب اندک حنای خفیفی نیز بر کف و پشت دست و پای عروس می گذارندو چون کار برداشتن موهای زاید از بدن او, او را بسیار ناتوان ساخته و درد بسیاری را تحمل می کند مرتب با شربت قند و گلاب  و خاکشیر از او رفع عطش و درد می کنند .در لارستان حرفه مشاطه گری در برخی خانواده ها موروثی بوده است و گاه این حرفه صرفا به آرایشگری محدود نمی شود در واقع در خیلی موارد این شخص بانوی جا افتاده ای است که به صورت واسطه و معرف دخترها به خانواده پسرها و بلعکس عمل می کند و در کل مراسم حضور دارد و حمام کردن و اصلاح و حنابستن عروس نیز به عهده اوست و تا شب زفاف و درون حجله از عروس جدا نمی شود و آموزش های لازم را به اوداده و بعد از انجام کار نهایی به دارو درمانی او می پردازد و دست آخر پارچه های مخصوص نشانه باکرگی دختر را به مادر عروس جهت روسفیدی تحویل داده و مشتلقی مفصل از مادر عروس و داماد گرفته و کارش به پایان می رسد این مزد یا مشتلق معمولا شامل :کله قند,چای,پارچه و حوله,دو شقه گوسفند از هر دو طایفه و به ندرت پول بوده است.این زن را در خطه لارستان تحت عنوان “بی بی لالا” می شناسند. در اکثر مواقع لالا از سمت خانواده داماد تعیین می گردد و خرج تمام روزهای کاری او بر عهده آنهاست که البته چندان نبوده و همان تهیه سه وعده غذایش کفایت می کرده است. شب حنابندان دزد رسمیت چندانی ندارد و حنای کمی بر پشت و روی دست و پاها گذارده و برداشته می شود تا برای فردا نیز پشت و روی دست و پاها چندان رنگ نگیرد و آماده باشد .حتی در برخی مناطق اصلاح موهای زاید نیز در چنین شبی انجام نمی گیردو به فردا شب موکول می شود . مثلا در روستای باین در روز حنابندان دزد فقط عروس را در حالیکه پارچه ای سیز بر سرش افکنده اند تا درب حمام برده اما آبی بر تن او نمی ریختند و بعد  به صحرا و دشت و دمن برده و بر می گردانندو از حمام رفتن  به صورت آب تنی و حنا بستن خبری نسیت ,گویا این مراسم فقط من باب دور هم جمع شدن طایفه ها و آشنایی بیشترو سرور و شادی بوده است.در دهکویه این مراسم در ظهر انجام  می شود و قبل غروب خاتمه می یابد.هم در باین و هم در دهکویه که این مراسم در ظهرانجام می شود همراهان برای صرف عصرانه یا شام زود هنگام به خانه عروس می آیند و در آنجا با برنج و گوشت که با عدس یا ماشک پخته شده و بسیار لذیذ است پذیرایی می گردند.قبل از این هم ذکر شد که مخارج این خورد و خوراک ها حتی در منزل عروس بر عهده خانواده داماد است .پس از صرف غذا مردم راهی خانه خود می شوند و مجددا شب هنگام برای بستن حنای خفیفی به پای داماد روانه خانه داماد می گردند در این میان نقاره زنها هم در منزل عروس و هم در خانه داماد به زدن ساز و دهل و نقاره می پرداختند..در گذشته زنها نیز در بستن حنای داماد مشارکت داشتند امروزه دیگر چنین نیست. البته در بنارویه در میان زنانی که برای بستن حنای داماد شرکت می چستند مادرزن حضور نداشته و حتی تا ۳ روز بعد از شب زفاف نیز به دیدن دختر و داماد خود نمی رفته و حیا می کرده است.
در روستای دهکویه این رسم حمام یا حنای دزد اندکی متفاوت تر و طولانی تر بوده است و پس از بیرون آوردن عروس از حمام و راهی کردن آن به سوی منزل همراهان همگی به خانه خود بر می گردند و بعد از یک ساعت باز به خانه عروس رفته و به اصطلاح عروس را “به سر آب “می برند.بدین گونه که تور سبزی بر سر او افکنده و دو نفر زیر بغل او را گرفته و در حالیکه خانمی آینه  از پشت در دست دارد و جلوی عروس راه می رود تا او خود را در طول راه در آینه ببیند او را در میان کوچه ها و محله های روستا می گردانند و زنان برای او آهنگ های غمگین و شلوا می خوانند و سپس به خانه باز می گردند و در آنجا یه جشن و پایکوپی می پردازند. همه این مراسمات شاید تاکیدی بر این مسیله داشته است که چون در آن دوران دختران بسیار با حجب و حیا بوده و اجازه دخول چندانی از منزل نداشته اند و حال یکباره می خواهند خانه پدری را ترک کرده و به خانه شوهر بروند که شاید کوچه ها و محله ها یا بیشتر با خانه پدری فاصله دارد برای اینکه با این مسیله کنار بیایند و آرام آرام عادت کنند و غربت را کمتر و آرامتر حس کنند این روسومات بدین شکل اجرا می شده است!در روستای دشتی شب قبل از حنابندان دزد مراسم دیگری نیز دارند.بدین صورت که طایفه داماد به خانه عروس می آیند و”کلاه طلا”که مادر شوهر برای او تهیه دیده است بر سر او می گذارند و مقنعه حاشیه دوزی شده به رنگ سبز بر سرش می کنند و لباس سبزی نیز بر تن او می پو شانند و او را در کنار دیوار می ایستانند و دو نوعروس در دو طرفش می ایستند و مردم همه برای دیدن عروس تزیین شده به منزل آنها می آیند و به رقاصی و دستمال بازی می پردازند.در این مراسم معمولا برای تعویض لباس های عروس و گذاشتن کلاه طلا بر سر او از زن کدخدا یا زن مسن و مورد اعتبار روستا خواهش می شود که این مراسم را به جا آورد.به این روز اصطلاحا “روز طلایی “اطلاق می شود.سپس در روز دوم (شب)حنای دزد صورت می گیرد و ۲ سینی حنای تزینن شده به همراه شمع روشن و شکلات از خانه داماد برای زنی که حنا به دست عروس می بندد هدیه فرستاده می شود .گاه یک جگر و ران گوسفند هم در این سینی هدایا به چشم می خورد.گاه نیز حنا به صورت خشک و آب نشده به همراه کله قند و شیرینی به عنوان هدیه پیشکش می شده است. خانواده داماد موظف به تهیه حنا هم برای خود و هم برای خانواده عروس هستند و مردان و زنان با چای و قلیان پذیرایی می شدند و به ترتیب اول مردان و بعد زنان به رقص و پایکوبی می پردازند .حنا بندان مردانه در شب حنای دزد اندکی فاش تر از حنای عروس است و بر کف دست و پای او حنا گذارده می شود.
شب دوم در لار حنا بندان “فاش یا حمام فاش “نام دارد.در این شب عروس ساعت ۶ یا ۷ عصر به حمام بیرون رفته و پس از اندک شست و شو یی (چون دیشب مفصل انجام شده است و امشب فقط در حد اجرای رسومات است) و باز به همان ترتیب دیشب با چادر زربفت و رنگی به سر و با ساز و دهل و آینه  در جلو به خانه باز می گردد و پس از  صرف شام مهمانان از راه می رسند و رسمیت شب حنابندان فاش آغاز می گردد.در این شب خنچه های تزیین شده حنا بین دو طایفه عروس و داماد مبادله می گردد و حنا به صورت نقش و با نخ های مخصوص توسط لالا بر پشت و روی دستان و پاها و ناخن ها قرار گرفته و در پارچه های رنگی پیچیده می شود  تا صبح باز شود و شسته گردد و نقش آن نمایان شود ,معمولا می  گویند بهتر است یک خواب عمیق بروند تا غبار و گرمی دل و جگر بر زیباتر شدن و پر رنگ تر شد این نقش ها تاپیر بگذار و هر کس طبع گرمتری داشته باشد حنایش پر رنگتر می شود این نقش ها معمولا تا ۱۵ روز می ماند و بعد بر اثر استفاده از آب و صابون کم رنگ و محو می شود. اگر مهمانان نیز خواهان بستن حنا باشند این کار برای آنها نیز انجام می شود.در این شب مردم با تخمه هندوانه و بیسکویت و حلوا و قلیان پذیرایی می شدند و این شب بسیار طولانی اشت و گاه تا ۴ و ۵ صبح رقص و پایکوبی و آواز خوانی و دایره زنی به پاست. در روستای فیشور مادر عروس از مادر دختران مجرد محل کسب اجازه می کند تا آن شب را تا صبح در کنار دخترش به سر برند و او را  در آخرین شب اقامت در خانه پدرش شاد نگه دارند و صبح نیز صبحانه مفصلی آنها را مهمان می کند.در مجلس مردانه نیز همین بزم جاری است و برای داماد نیزبستن حنا بر کف پاهایش انجام می شود.درشهر گراش در شب حنابندان فاش از خانه عروس برای داماد سینی مملو از حنای تزیین شده به همراه تخم مرغ های پخته که به رنگ سبز نقاشی شده اند و شیرینی و میوه فرستاده می شود.در روستای فیشور در این سینی ها نقل های رنگی و بادام و اخور و گل و حنا و پشتی و تشک زربفت قرار دارد.در روستای دشتی حنابندان فاش در روز صورت می گیرد و تا زمانیکه زنان مهیا می شوند مردان به چوب بازی می پردازند و ساز و نقاره می زنند و سینی های ملو از حنای تزیین شده و کله قند و پارچه های زری و گلاب وکمپوت های آناناس و خوخ و گیلاس را برای لالایی که به داماد حنا می بندد به عنوان هدیه از خانه عروس روانه خانه داماد می کنند .این لالا زنی است که محرم داماد می باشد و این سینی ها بر سر مردان و با آواز خوانی و پایکوبی در کو چه ها می گردد . معمولا تعداد چیزهایی که رد و بدل می شود به حالت زوج یعنی ۴,۶,۸,۱۲,۱۶یا ۲۴ تایی است.پارچه های حنابندان ۴تکه ۲تا برای دو دست و ۲تا باری دو پاست.یک قرآن کوچک و یک شال بنام “هفت پیکر”نیز که مادر عروس برای داماد خود تهیه کرده است روانه خانه داماد می گردد تا بر شانه او افکنده شود. قرآن در جا قرآنی کوچکی به رنگ سبز قرار می گیرد و قطعه ای طلا معروف به “پنجه علی”بر آن آویزان می گردد قطعه ای از همین طلا نیز بر شال “هفت پیکر” قرار می گیرد.بر روی دستمال های حنابندان مربوط به دست داماد نیز ۲ قطعه طلای معروف به” پنجه علی” و برای پارچه های مربوط به پاهایش ۲  تکه “زاغ نمکو”آویزان می کنند .پشتی ها نیز شامل یک پشتی برای پشت کمر و یکی برای زیر پا و دو تا بالشتک برای زیر دو پا و دو تا برای زیر دو دست نیز تهیه شده توسط مادر عروس ودر سینی های بزرگ بر سر مردان با ساز و دهل روانه خانه داماد می گردد.چون در روستای دشتی حنابندان فاش در روز صورت می گیرد مردم برای صرف نهار دعوت هستند که گاه نزدیک به ۲۵ “کهره”(گوسفند کوچک با گوشت نازک)سر می برند و طبخ می کنند و همه روستا را نهار می دهند در گذشته این مراسم ۲ روز به طول می انجامیده و سرو صبحانه نیز رایج بوده است و برای صبحانه حلوای آرد برنج و نان محلی طبخ می گردیده است .امروزه مراسم به یک شب و یک ظهرو شب ختم شده است. در روستای دهکویه پس از اجرای مراسم” حنای دزد” و” سرآب بردن عروس “و “حنای فاش” فردا صبح را تحت عنوان “دست واکنون”می شناسند که به معنای دست باز کردن عروس و داما از حنا و شستن آن است و در این مراسم از خانه داماد نهار به صورت طبخ شده و به همراه سینی های مملو از بادام و شکلات و پارچه سبز بر سر مردان آوازه خوان روانه خانه عروس می گردد. در روستای باین در سینی های رد و بدل شده” گل سر شوی” نیز برای شستشوی عروس و داماد در حمام وجود دارد. در شهر اوز برای پذیرایی شب حنابندان از نخود پخته,شربت,نان محلی بنام “گپک”و حلوای آرد برنج که با دارچین تزیین شده است استفاده می کردند.در روستای لطیفی در شب حنابندان و برای پذیرایی از مردم ۱۲ چکل (نوعی گوسفند چاق و فربه )را در ماست خوابانده و کباب درست کرده و با نان محلی از مردم پذیرایی می کنند و در آخر هم تخمه هندوانه سرو می گردد.
پس از اتمام مراسم حنابندان فاش فردا ظهر در لار رسمی وجود دارد بنام “قاب بردن” که از سمت خانواده داماد غذایی طبخ شده و سرو شده برای خانواده عروس فرستاده می شود .غذای رسم یمجالس عزا و عروسی در لارستان چلو سفید و خورشت قیمه بوده و است ,که ۲ تا سینی مسی بزرگ معروف به “مجمع فراشی” برنج و خورشت قیمه تهیه و سرو می گردد .حال هر کسی که در خانه عروس مهمان است غذا را همانجا تناول می کند و هر که از دوست و آشنا و همسایه که غایب بوده اند برایشان فرستاده می شو .غذا در سینی های ۴ نفره که خورشت هم روی برنج ریخته شده قرار می گیرد و  با دست تناول می شده است و مانند امروز از قاشق و چنگال و بشقاب جداگانه خبری نبوده است.  آن روزها گوشت فراوان و ارزان بوده اما مرغ به وفور وجود نداشته است . در آن زمان بنا به گرم بودن هوا شربت گلاب یا طارونه سرو می شده است.(امروزه هنوز هم رسم” قاب بردن ” پابرجاست با این تفاوت که غذای آن به مرغ بریان و برنج و شامی کباب و یا کباب کوبیده و آش و ماست و سبزی و لیمو وفلفل سبز و نوشابه تغییر یافته و بین ۴ تا ۸ دیس سرو می گردد).پس ازصرف نهار ,عصر هنگام جهیزیه عروس را راهی خانه داماد می کردند و چند زن آشنا از طایفه عروس برای چیدن وسایل به خانه داماد می رفتند.(در گذشته رسم بر این نبود که پسرها خانه جدا داشته باشند و چون اکثر آنها در بیشتر اوقات سال مشغول کار در کشورهای حاشیه خلیج بودند خانواده دختر اصراری به داشتن خانه جدا برای دخترانشان نداشتند چون می دانستند که تنها خواهند بود و معمولا اتاقی در گوشه حیاط خانه پدر شوهر برای شروع زندگیشان کفایت می کرد و گاه پیش می آمد که در یک خانه چندین عروس در کنار مادرشوهر و پدر شوهر زندگی می کردند و بنابراین برای چیدمان جایی به این کوچکی نه اسباب زیادی لازم بود و نه وقت چندانی .اما امروزه تهیه منزل و چیدمان آن از ماها قبل از مراسم ازدواج انجام می شود و در آن روزویژه ازآشنایان نزدیک برای کمک و بیشتر برای نشان دادن و به رخ کشیدن آنچه برای دخترشان تهیه کرده اند دعوت به عمل می آورند.).رسم تهیه جهیزیه برای دختر در منطقه لارستان بیشتر شامل مناطق شیعه نشین می شود و اکثر روستاها و مناطق سنی نشین مانند:فیشور ,دشتی,و… این رسم را ندارند و تهیه وسایل لازم برای زندگی به عده داماد است و گاه نیز به ندرت به عنوان کادو برخی چیزها از طرف اطرافیان تهیه می شده است. جهیزیه عروس شامل وسایلی مانند :یخدان و ۲ صندوق لباس و ظرف که ظرف ها بیشتر مسی(میزان مس ارج و قرب دختر  وتمول پدر را نشان می داده است) و پلاستیکی و اندکی معدنی بوده است .بلور هم در آنها به چشم می خورده است . گاه یک ظرف حلبی برای تهیه آتش و پخت و پز غذا و گاه ۶ تا بشقاب و کاسه و کارد و چنگال و قاشق نیز می گذاشتند که افراد متمول بر اساس ست های ۱۲ تایی می چیدند.نیز کوزه دان چوبی (برای نگهداری آب خنک),چراغ برساتی,آفتابه و لگن,و حوله برای شسشوی دست و صورت مردان پس از صرف غذا  و … بوده است.اتاق را با پارچه ها و قالیچه های رنگی تزیین می کردند و ظرف های بلور و آیینه پایه دار و قرآن را روی طاقچه ها قرار می دادند . گاهی قالی ترکی نیز در جهزیه دخترانی که پدرشان خیلی توانمند و متول بود به چشم می خورد. پارچه های بسیار نازکی در رنگهای مختلف زرد وآبی و قرمز و سبز تحت عنوان “گرد”نیز در چهزیه بوده که برای کشیدن روی وسایل برای جلوگیری از نشستن گرد و غبار روی آنها بکار می رفته است.یک چمدان کوچک نیز مخصوص وسایل حمام بوده که در آن قالیچه ای برای پهن کردن سر بنه حمام و لیف و صابون و جا صابونی در آن جای داشته و یک چمدان کوچک بنام “مجری” که در آن وسایل آرایش عروس مانند توتیاو خطاط و سفیدآب و سرخاب [۲۰]قرار می گرفته است. مادر عروس همچنین موظف به تهیه خلعتی برای داماد خود نیز بود که شامل ست کت و شلوار و ست ۶ تایی از پیرهن و زیرپیرهنی و لباس زیر و جوراب و کفش و کمربند و دکمه سردست (معمولا طلا) و سوزن کراوات (معمولا طلا) و …. بوده و همه اینها در قدیم در سینی های بزرگ به همراه کله قند و تزیین شده با پارچه های سبز توسط مردان با ساز و دهل روانه خانه داماد می شده است و گاه این کله قند و پارچه در سطلی بزرگ قرار می دادند که هر کس زودتر اینها را به خانه داماد می رساند به عنوان مزد کله قند و پارچه را دریافت می نمود . سطل ها برای تهیه شربت استفاده می شد.(امروزه در لار در عصر حنابندان علاوه بر چمدان در ست های ۶ تایی که از هر چیز مورد نیاز مردانه ۶,۱۲,۱۴,۱۶,۱۸,۲۴ یا ۳۶  تایی بسته به تمول افراد در آن قرار دارد, ۱۲ کارتن گلاب ,۲ کارتن قند و ۲ سطل عسل به همراه پنیر و مغز بادام و پسته و ماست و ۱۲ جعبه نبات نیز در سینی های بزرگ در کنار این چمدان ها روانه منزل داماد می گردد.امروزه مادر داماد نیز برای عروس خود چنین تدارکات مفصلی را می بیند و به همین نحو شاید هم بیشتر عمل کرده و دیگران را نیز دعوت می کنند تا آنها را ببینند و برای شادباش بر روی آن پول و بادام سبز و شکلات “برنه یا برنش”[۲۱]کنند ).پس از حمل این وسایل به خانه داماد و چیدن و تزیین حجله یا همان اتاق خواب عروس و داماد تشک های آنها را نیز پهن کرده و آفتابه و لگن را در گوشه ای گذارده و کوزه دان و لیوان را نیز پر آب در گوشه دیگر قرار داده و چراغ را روشن و اتاق را ترک می کنند تا شب هنگام که عروس و داماد را به حجله روانه می دارند.
در گراش در شب حنابندان طایفه داماد مهمان شام خانه عروس هستند و سرو تخمه و کباب بر عهده مادر عروس می باشد و مردم از ظهر که عروس برای حمام رفتن مهیا شده تا شب برای نهارو شام مهمان خانه عروس می باشند.اما سایر روزها هر طایفه برای خود پخت می کند و رسم خرج مطبخ نه به صورت پخته و نه خشکه (نقدی یا غیر آماده )وجود ندارد.اما همانطور که قبلا هم ذکر شد در هنگام قرار ۵۰ گنی قند و حنا طایفه داماد موظف به تهیه برای طایفه عروس است و در کنار چمدان های رد و بدل شده نیز مادر داماد کله قندهایی می فرستد که بین همراهان و کسانی که چمدان ها را آورده اند به عنوان هدیه پخش می شود.در گراش به دلیل متمول بودن افراد و اینکه اکثر قریب به اتاق مردان خلیج رو هستند و چشم هم چشمی و رقابت در بین خانواده ها بسیار بالاست در تبادل چمدان ها و سینی ها رکورد منطقه را شکسته و گاه به ۵۰ سینی و چمدان نیز می رسد و به رسم گراشی عمل کردن در منطقه زبانزد است و به معنای خرج وسیع کردن و تهیه بسیار دیدن است.این سینی ها که در عصر حنابندان فاش جابجا می شود شامل :قند,نبات,نخود پخته,فرنی,پسته, ۲کارتن کمپوت گیلاس,۲ کارتن آجیل,بیسکویت و… است .جالب این است که در صبح پس از زفاف مادر عروس دوباره همین سینی ها را بعلاوه ۲۰۰ دستمال پولک دوزی و دوخت شده بنام “تک نو دونی”به خانه عروس و داماد می فرستد که عصر هنگام که مردم برای دیدن عروس می آیند همان مواد مشتمل در سینی ها به مقدار معلوم و مساوی در دستمال ها گذارده و بین مردم پخش می کنند در این میان کمپوت گیلاس و بیسکویت اهمیت فراوان تری دارد.
در منطقه درز و سایبان فقط داماد موظف به تهیه لباس برای عروس است و در این میان به یک چمدان اکتفا می گردد. در روستای دهکویه لباس عروس به شکل لباس محلی بنام “قنبل”است که پر از چین و پولک می باشد و در رنگ های متنوع تهیه می شود و این لباس به همراه نقل و نبات و بادام وحنا و شکلات توسط زنان روانه خانه عروس می گردد .در شهر اوز لباس گشادی بنام “زریتکه”به تن عروس می پوشانند و روسری نازکی بنام “بله”بر سر او می اندازند.
در ظهر زفاف در مناطق اطراف لار مانند:اوز ,فیشور,دشتی ,دهکویه ,بنارویه,لطیفی و باین رسمی بنام “سر آب بردن”وجود دارد که ویژه داماد است .بدین صورت که داماد را سوار بر اسب کرده و مردان و زنان او را مشایعت می کنند تا به جایی در خارج شهر ترجیحا کنار چشمه یا برکه  باشد برسند و در آنجا به رقاصی و پایکوبی و ساز د دهل زدن و چوب بازی و شمشیر بازی می پردازند و تیر و تفنگ شلیک می کنند .بعد دلاک سر داماد را اصلاح کرده (این عمل را “سر تراشان” نیز گویند) ,داماد قبلا به حمام رفته و اکنون فقط به اصلاح و تعویض لباس اقدام میکند و همه لباس های او از زیر تا شال و کلاه و قبای او نو و نوار  می کندد, سپس او را با اسب به دورتر می رانند و دوری می زنند و باز می گردند مردم بر سر او شاباش می ریزند و در کوچه ها و پس کوچه های روستا گشته و زنان از بالای پشت بام ها برسرش نقل و نبات و بادام و پول می ریزند و کل می کشند و نهایتا با سلام و صلولت راهی منزلش می کنند.
در روستای دهکویه قبل از” سر آب رفتن” عمل” سر تراشان “در خانه داماد و در حیاط و با حضور مردان صورت می گیرد و میزی را در حیاط قرارداده و وسایل اصلاح به همراه گل و آینه روی آن قرار می دهند .و بعد از آن داماد را به سر آب می برند .”سر آب بردن ” در واقع کنایه از بیرون بردن شخص  از منزل است .در آنجا به تعویض لباس داماد اقدام می شود .این چمدان لباس را مادر عروس برای داماد خود تهیه دیده است و درآن علاوه بر لباس های لازم ۱۰ تا ۱۲(امروزه ۲۴ تا) پارچه کوچک یا دستمال جیبی ,شانه سر و آیینه کوچک گذارده تا مردم برای تبرک بردارند و حاجت روا شوند.مردم پس از اتمام کار روانه خانه های خود شده و پس از صرف غذا برای راهی کردن  داماد به خانه عروس مجددا در منزل داماد جمع می شوند و پذیرایی چندانی به عنوان نهار یا شام در خانه عروس یا داماد از آنها به عمل نمی آید. در روستای لطیفی در مراسم “سر آب رفتن” چادری بر کف زمین پهن می کنند و مردم پول یا شاباش های  (به این رسم شبا انداختن نیز می گویند)خود را در آن می ریزند تا به گونه ای کمک مالی به داماد محسوب شود.در فیشور رسم” شبا انداختن” در حیاط خانه داماد و پس از پوشاندن لباس بر او صورت می گیرد.
در روستای فیشور رسم دیگری در همین عصر زفاف صورت می گیرد و آن بافتن موهای عروس توسط دختران مجرد حاضر است .این کار را برای بخت گشایی از دختران مجرد انجام می دهند و در دسته های هر چه کوچکتر می بافند تا به همه سهمی برسد .مادر عروس برای این کار از خانواده داماد اجازه می گیرد و این کسب اجازه به دلیل این است که دخترشان از فردا متعلق به آنهاست و باید برای آراستن او از خانواده شوهرش کسب رخصت شود.
در بنارویه نیز جهیزیه چندانی به عروس داده نمی شود و درحد ست ۶ تایی از ظروف و قالی ترکی و ۶ تا بالشت و تشک بوده است.داماد هم برای عروس یک چمدان حاوی لباس محلی “قنبل” تهیه می کند.اما مادر عروس برای داماد خود تهیه لباس نمی گیرد و فقط یک دستمال بزرگ گلدوزی شده که ۴ طرف آن ۴ قطعه طلا و در وسط آن نیم اشرفی طلا بوده به همراه یک تسیبح خاص از خاک یسر که از مکه می آوردند و تسبیحی نیز از صدف که در بین مهره های آن ۳ قطعه طلا و در راس آن اشرفی و طلا قرار داشته به همراه انگشتری طلا ,خلال دندان طلا,منقاش طلا و یک زاغ طلا در سینی تزین شده به همراه پشتی که قطعه ای طلا در گوشه آن دوخت شده در ظهر مراسم “سرتراشان”به همراه وسایل اصلاحی به خانه داماد گسیل می دارند تا همه آنها را دیده و شاباش دهند. در بنارویه رفت وآمد داماد به صحرا با اسب های تزین شده با پارچه های سبز صورت می گرفته و در بازگشت جلوی پای او گوسفندی سر بریده و سر او را به هوا پرتاب می کنند و هر کس موفق به گرفتن آن  می شد از آن خودش می بود.
در روستای دشتی برای مراسم “سرتراشان”تهیه همه وسایل اصلاحی به عهده خود داماد است و فقط مادر عروس موظف به تهیه قرآن بزرگی با جلد گلدوزی شده است که بر سر میز اصلاحی قرار می دهند و سه متر پارچه مخمل سبز نیز به داماد خود پیشکش می کند که آن را بر دور گردن  او می اندازد و داماد نیز برای تبرک آن را به آرایشگر می بخشد.کار اصلاح در خانه صورت می گرفت و بعد از مراسم شاباش به امامزاده بیرون شهر (امام زاده سید مرتضی)رفته و در آنجا لباس داماد را تعویض کرده و هزینه ای نیز به عنوان صدقه زیر امام زاده می نهادند و داماد سوار بر اسب را در کوچه ها گردانده و برنش کرده و به خانه می آوردند . در خانه داما کنار دیوار می ایستاد و مردم او را برنش کرده و سپس خواهر یا مادر عروس جا سرمه ای به دست خواهر کوچکتر داماد می دادند و اگر نداشت خواهر بزرگتر یا زنی که براو محرم است تا بر چشم های داماد بکشند و این کار راسنت رسول اکرم می دانستند و معتقد بودند که خواهر پیامبر بر چشم برادر خود کشیده است .در روستای فیشور رسم کشیدن سرمه برای داماد هنگامی انجام می شود که او رهسپار خانه عروس است.در لار رسم سرمه کشیدن وجود نداشته اما رسم قبا برتن داماد کردن بوده و هنوز که قبا جای خود را به کت داده است  نیز پابرجاست.این مراسم بعد از صرف شام که جداگانه در هر طایفه صورت گرفته (امروزه در یک محل و بر عهده داماد است) انجام می شود و  مردان در خانه داماد گرد هم می آیند و (زنان به شکل غیر محسوس مراسم را نظاره می کنند )و با سلام و صلوات و ذکر شعرهایی در مدح حضرت محمد و ایمه اطهار از فرد مسنی تقاضا می شود که قبا بر تن داماد کند و با شربت و شیرینی(امروزه که این لباس توسط خانواده عروس تهیه می شود  با آب میوه های صنعتی همراه است که برای پذیرایی استفاده می گردد) از مردم پذیرایی به عمل می آید و داماد با همه مردان دست داده و روبوسی کرده و همه او را با پول برنش می کنند و با ذکر شعر و مداحی و سلام و صلولت او را راهی خانه عروس می نمایند. در جلوی درب منزل عروس به دستور و خرج پدر عروس گوسفندی جلوی پای داماد در بدو ورود قربانی می شودو او پا در خون نهاده و وارد می گردد اما مردان همراه اجازه ورود ندارند .در قدیم رسم بوده که داماد همانجا جلوی عروس و سایر زنان دو رکعت نماز می خواند .گاه خواندن این نماز به اتاق حجله موکول می شود که جمع خصوصی تری حضور دارند و بعد با گلاب انگشتان شصت یک دست عروس و یک دست داماد که بر روی هم قرار می دهند توسط لالا شسته می شود و  آب گلاب آن که در کاسه ای جمع می کنند بر دور حجله و خانه ریخته می شود تا برکت بیاورد(گاه نیز این آب مربوط به شسشویی پای عروس توسط داماد است که پیامبر اکرم نیز دستور داده اند)و بعد با حوله خشک کرده و به بقیه امور می پردازند که در وقت خود توضیح می دهیم. پس از نماز داماد در کنار عروس بر روی صندلی نشسته و مردم به تماشای آنها می پردازند.هنوزداماد صورت عروس را به درستی ندیده است .لازم به ذکر است که در این فاصله که مردم مشغول بردن داماد به سر آب و اصلاح و سر تراشان او بوده اند در منزل عروس و در اتاقی در بسته که دختران باکره را به آن راهی نیست لالا مشغول اصلاح و آرایش مو و صورت عروس است.این کار از صبح تا شب به طول می انجامد.
در لار و گراش رسم بر این است که در این ظهر چیزی به عنوان “بنده رو”که شامل کباب,شامی,شیرینی,سبزی,لیمو و نوشیدنی  است به منزل عروس (امروزه به درب آرایشگاه) فرستاده می شود که در حد ۲یا ۳ نفر همراه عروس تدارک دیده می شود و برای شیرینی و حلاوت برداشتن موهای زاید سر و صورت عروس و برای رفع دل غش و ضعف رفتن و رفع درد اوست. در گذشته برای آرایش صورت عروس از ماده ای بنام “توتیا” جهت سفید کردن صورتش استفاده می کردند و با خطاط و وسمه ابروهایش را درست می کردند و با سرخاب گونه هایش را رنگ کرده و لب هایش را نیز قرمز می کردند .و پولک ها را نیز با ماده چسبناکی بنام سریش بین دو ابرو (در لطیفی و دهکویه و بنارویه و … روی کل ابروها که مستلزم برداشتن همه ابرو بود)و روی گونه ها چسبانده و موها رانیز به صورت هلا لی شکل روی پیشانی و گونه ها حالت می دادند و در برخی مناطق به اصطلاح مدرن تر چراغ های بسیلر ظریف و رنگی که با سیم های نازک به هم متصل بودند روی سر و تور عروس وصل کرده و دکمه آن را در دست او قرار می دادند که هر از چند گاه آن را روشن و خاموش نماید در عین حال دو دستمال رنگی نیز برای تزیین در دستهایش قرار می دادند. .عروس باید با چشمان باز همچنان به جلو خیره شده و پلک نزند و در برخی مناطق نیز رسم بود که عروس باید با چشمان بسته بنشیند.گاه این عمل تا سه روز تکرار می شد یعنی  بعد از شب زفاف نیز ۲ شب پیاپی دیگر عروس را بهمین صورت تزیین کرده و در ملا عام بر روی صندلی می نشاندند تا مردم (زنان)برای دیدن او بیایند.در گراش رسم بر این بود که عروس را در حد بسیار افراطی سفید کرده و هنگامی که از حمام بیرون می آمد کل موهای سر او را از عقب به جلو می ریختند تا صورتش پوشیده شود و کسی صورت اصلاح شده و تمیز او را نبیند .ابروهای او رانیز خیلی باریک بر میداشتند .در لطیفی رسم بوده موها را به صورت چتری روی پیشانی او قرار می دادند و با کاغذهای رنگی تزیین می کردند.
هنگامی که داماد برای بردن عروس می آمد توری سفید بر سر و صورت  او می انداختند و داماد برای اینکه اجازه یابد این تور را پس زده و صورت عروس خود را ببیند بایستی قطعه ای طلا مانند :دستنبند ,ساعت یا گردنیند به او هدیه داده و سپس تور را پس بزند و بالاخره ببیند که چه تحفه ای نصیبش شده است.سپس برادر عروس یا  دایی عروس  یا پدر شوهر باید سه مرتبه سر عروس و داماد را بهم بزنند که آنها به اصطلاح یک سر و سر شوندو بین آنها انس و الفت عمیق ایجاد شود , در باین خواهر داماد این کار را می کند و در درز و سایبان مادر داماد در حجله این کار را کرده و بعد با داماد خود نماز می خواند در بنارویه این کار ت.سط پدر یا برادر عرو سصورت نمی گیرد و در واقع ممنوع است که آنها تا خارج شدن دامادشان از منزل از اتاق بیرون بیایند و بد می دانند.در فیشور این کار توسط ۳ مرد محرم یا نامحرم  از هر دو طایفه صورت می گیرد و یک پسر بچه نیز بر روی پایشان می گذاردند ( گاه توسط سه تن از بزرگان فامیل و سه مرتبه )که تا سال دیگر خدا  به آنها فرزند پسری عطا کند.
سپس عروس به درون اتاق رفته و از پدر و مادر و بزرگان فامیل خود خداحافظی می کرد و آنها او را از زیر قرآن رد می کردند و برای او آرزو یسعادت می نمودند در برخی مناطق مانند بنارویه و دشتی و درزو سایبان رسم بود که نان و پنیری را در بغچه پیچیده و به دور کمر عروس می بستند تا در بدو ورود به خانه همسر خیر و برکت خانه پدری را با خود ببرد.در هنگام خداحافظی عروس با طایفه اش همه گریانند و آوای غم انگیز شلوا می خوانند .در گراش رسم بر این است که هنگام بردن عروس توسط داماد او موظف است سندی را به پدر عروس دهد که نشان از قول و قرار ی دارد که مابین خانواده ها بسته شده و به مهریه معلوم دخترشان را به همسری قبول کرده است حال گاه این سند حالت محضری دارد و گاه در حد دستنوشته معتبر ریش سفیدان محل است.در بسیاری موارد دیده شده که آنقدر پدر عروس به گرفتن این سند پایبند است که تا آن را نستاند اجازه خروج دخترش را نمی دهد.در گذشته و اکنون در مناطقی که مسیرها کوتاه است عروس را با پای پیاده یا سوار بر اسب های تزیین شده (امروزه ماشین های تزیین شده)و با ساز و دهل  و گاه با گرفتن آیینه ای(در گراش ,لطیفی,درز و سایبان این رسم بوده است) بر پشت نوجوانی که در جلوی عروس راه می رود به طوری که او خود را در آن ببیند در حالیکه دو زن زیر بغلش را گرفته اند و گاه دو تفنگدار نیز در کنارش هستند مردان در جلو و زنان در عقب به همراه عروس مسیر خانه داماد را طی می کنندو در این میان دختران دم بخت در مسیر مرتب عروس را نیشگون می گیرند تا حاجت روا شوند و پسران مجرد نیز به شوخی و انگلک داماد می پردازند..در بدو ورود به خانه داماد به دستور پدر داماد گوسفندی جلوی پای عروس و داماد قربانی می شود و آنها پا در خون گذارده و وارد خانه می شوند.در این هنگام در برخی نقاط  مانند گراش  یا لار رسم است که برای رفع چشم زخم کسانی مخفیانه به پشت بام رفته و از بالا تخم مرغ بر دیوار مقابل مهمانان می کویند یا در کوچه این کار را انجام می دهند. قبل از ورود عروس به خانه داماد موظف است چیزی به عنوان” خیر خانه یا پاانداز یا پانسون” به عروس خود پیشکش کند که معمولا می گوید خیر خانه نصف نصف یعنی هر آنچه که از این به بعد در خانه من بود و تو خیرات دادی ثواب آن هم برای تو و هم برای من نوشته شود و نیز درخت نخلی که در خانه است را به او هدیه می کند که به میل خود در برکات آن دخالت نماید و یا شتر یا گوسفندی به او هدیه می دهد که در بین ترک ها رسم این چنین است امروزه معمولا سفر مکه ,کربلا یا مشهد را قول می دهند. به دنبال آنها مهمان مردانه درب منزل می مانند و مهمان زنانه صرفا وارد می شوند . بعد عروس مجددا بر صندلی نشسته تا همگان به خصوص فامیل و همسایگان داماد او را نظاره کنند و در این هنگام خانواده داماد با شیرینی و شربت از مهمانان پذیرایی می کنند. سپس  مهمانان خداحافظی کرده و برای آنها آرزوی سعادت می کنند و منزل را ترک می نمایند .دامادبه داخل منزل آمده و عروس را راهی حجله می کنند در ورود به حجله عروس باید پاشنه پای خود را در حلوایی که از قبل مادر داماد تهیه کرده و ممکن است حلوای نبات یا مقراضی یا آرد برنج باشد که بنا به نوع آن به رنگهای قهوه ای تیره یا زرد یا سفید است بزند و مقداری از آن را نیز بر سر در حجله بکشد .در لطیفی داماد این حلوا را پاک می کند و باقی مانده حلوا نیز برای تبرک بین مردم پخش می شود.در فیشور خواهر داماد دست حلوایی عروس را می خورد تا رابطه آنها به هم خوب و خوش بماند.در دشتی این حلوا توسط عمه,خاله یا خوهر عروس از دیوار پاک می شود تا کسی از آن نخورد و با عروس هم چهله نگردد.[۲۲] در گراش جای پای حلوای عروس را هم به داماد و هم به عروس می دهند تا بخورند و بقیه را برای تبرک پخش می کنند. گاه نیز عروس مقداری عسل و دوشاب بر سر در حجله می کشید و داماد آن را به گونه ای میکراند که برسر عروس بریزد و بالا سر بودن خود را به او ثابت کند. در لار این حلوا از جوشاندن شکر ,سرکه و آب لیمو تهیه می شد و به همراه برگ سبز و آیینه پایه دار در سینی در اتاق حجله قرار می گرفت تا به موقع استفاده شود .در لار معتقد بودند که اگر کسی جای پای حلوای عروس را بخورد حاجتش برآورده می شود .حلوای کشیده شده بر بالای در حجله نیز توسط داماد با چاقو کرانده می شد .در خور این حلوا توسط داماد کرانده و خورده می شود .در برخی مناطق این حلواتوسط مادرشوهر یا خواهر شوهر به گونه ای کرانده می شود که عروس زیر آن ایستاده و اندکی از خاک دیوار نیز روی سرش می ریزد و به اصطلاح از همان اول خاک برسر خانواده شوهرش می گردد. در درز و سایبان به حلوای کشیده شده بر سر در دست نمی زنند. در اوز نیز روی این حلوا که معمولا از آرد برنج تهیه می شده را سریع با خاک می پوشاندند تا کسی از آن  نخورد و مبادا هم چهله عروس نگردد.همانطور که قبل ذکر شد اگر مراسم گلاب شوری انجام نشده باشد در حجله این کار صورت می گیرد و داماد نماز خوانده و لالا یا خواهر عروس یا بزرگتری در بیرون آوردن لباس به عروس کمک می کنند ,گاه هم داماد خود این کار را بر عهده می گیرد.در این هنگام همه مهمانان خانه را ترک کرده و به خصوص هیچ دختر باکره ای حق حضور در حجله را ندارد .معمولا دامادها در جمع مردانه اندک آموزشی دیده اند .در گذشته رسم بر این بود که داماد به عنوان لباس راحتی به پوشیدن لباس زیر و لنگی قناعت می کرد و عروس ها نیز قنبل ها را در آورده و لباس نازک تری بر تن می کردند و آرایش خود را پاک می کردند.لالا به عروس مسایلی را آموزش می داد و از او می خواست که برای اثبات باکرگی خود پارچه های مستطیل شکل ظریفی از جنس چلوار (۶ قطعه) را که مادرش از قبل تهیه کرده و در اتاق قرار داده اند بر سر انگشت خود کرده و در بدن خود فرو کند تا به خون باکرگی آغشته گردد . سپس چند تن از بزرگان فامیل عروس و داماد مانند عمه ,خاله یا مادربزرگ ها در پشت در حجله می نشینند و منتظر می مانند در این میان به صرف شام و کباب و چای قلیان می پردازند وگاه مختصر شامی به عروس و داماد نیز می دهند که معمولا عروس آنقدر واهمه دارد که نمی خورد.تا عروس تصرف شود و داماد بازدن پشت در اعلام کند و آنها به کل و هلهله می پردازند و به درون اتاق رفته و به دارو درمانی عروس می پردازند این داروها را مادر عروس از قبل تهیه کرده و شامل زنیان ,نبات,زیره,آویشن و دوای گرمی است گاه داماد نیز از آن می خورد این دارو برای قوت کمر و گرم شدن اعماع و احشام مفید است . سپس بر  سر آنها بادام سبز می ریزند . گاه از جگر گوسفندی که همان شب جلوی عروس قربانی کرده اند نیم پز به خورد او می دهند تا جان گیرد و یا در لطیفی رسم بر این است که گوشت کبابی درست کرده و تکه ای از آن را بر دهان  عروس و داماد هم زمان می گذارند تا به اصطلاح “گوشت به گوشت “بیافتد .لالا همان شبانه و قبل از نماز صبح پس از اینکه پارچه را به مادر داماد و اقوام نشان داد به خانه مادر عروس می رودو آن را تحویل داده و مشتلق یا چشم روشنی می ستاند. دردرز و سایبان و برخی مناطق دیگر رسم بر این است که عروس و داماد تا سه روز از حجله بیرون نمی آیند .در لطیفی این مدت زمان تا ۷ روز طول می کشد البته بدیهی است که اتاق حجله تمهیدات لازم برای اجابت مزاج را دارد و غذا نیز برای آنها برده می شود.اما در دشتی ,دهکویه,بنارویه,و فیشور رسم است که پارچه همان شب و قبل از اذان صبح تحویل مادر عروس می دهند.ناگفته نماند که مادر عروس آن شب تا صبح بیدار است و به کمک برخی از اقوام در حال تهیه صبحانه فردا و پختن نان های محلی برای فرستادن به خانه داماد است. روایتی نقل شده که اگر کسی چشمش بر این پارچه و خون روی آن بیفتد در روز محشر روی حضرت فاطمه را نخواهد دید و ایشان شفیعش نخواهند شد. البته مراسم عروسی هنوز پایان نیافته و ادامه دارد .اما سری به خور می زنیم چرا که مراسم در آنجا اندکی متفاوت است.به عنوان مثال در خور پس از شب اول حنابندان که لباس رنگی بر تن عروس می کنند روز بعد را تحت عنوان روز “روز رخصت” می شناسند که همان طلبونی یا دعوت گیری است اما در این روز انجام می شود .در همان عصر چمدان کوچکی از خانه عروس برای داماد فرستاده می شود که وسایل سر تراشان در آن قرار دارد .در شب بعد هم که تحت عنوان “شب هندی”می شناسند لباس هندی  قرمز بر تن عروس کرده و او را به سبک هندی ها می آرایند و هردو طایفه در خانه های عروس و داماد با حضور یا بی حضور عروس به رقص و پایکوبی می پردازند وشب هنگام نیز به رقص شمشیر و رباعی خوانی می گذرد.گاه این مراسم با  مراسم عقد و گاه با مراسم ازدواج در صورت جدابودن این دو مراسم و طولانی مدت بودن دوران عقد همراه است.مراسم جابجایی چمدان ها در خور در صبح انجام می شود و همراه با قوال و ساز و نقاره زنی است و مادر داماد نیز به همراه چمدان های خانواده خود می رود و در خانه عروس سرویس یا قطعه ای طلا بسته به وسع خانواده به دور عروس می اندازد و کفش و چادر او را عوض می کند .در حالیکه تکه نبات و هیل لای انگشت پای او قرار می دهد کفش سبز رنگی که با خود آورده به پایش می کند و شیرینی در دهانش می گذارد .در این بین خانواده عروس با شربت و شیرینی از مردم پذیرایی می کنند.سپس هر طایفه به خانه دعوت کننده خود رفته نهار می خورند و عصر برای دیدن برنامه تبادل چمدان از خانه عروس به خانه داماد در آنجا جمع می شوند.مادر عروس چمدان داماد را شامل لباس داماد ,ناخن گیری که چاقو داشته باشد و بعدا از آن در کراندن حلوای سر در حجله استفاده می شود ,ست اصلاح مردانه,کفش,ساعت و حلقه طلا,دست دکمه طلا,گیره و کراوات طلا به علاوه پارچه سبز و تکه ای نمک راهی خانه داماد می کند.مردان همان عصر با رسیدن این وسایل آنها را بر تن داماد پوشانده و ناخن گیر را نیز در جیب کتش می گذارند و شال ۴۰ بسم الله بر گردنش انداخته و او را سوار بر اسب مزیین راهی خانه عروس می کنند.البته داماد صرفا برای برنش شدن توسط مردم به خانه عروس می رود اما عروس را نمی بیند و دوباره به منزل خود برگشته و پس از خوردن شام به همراه مهمانان برای بردن عروس راهی می شود.در آخر شب در حالیکه دو جوان بازوهایش را گرفته اند به منزل عروس می رسد و اقوام عروس در ضمن خداحافظی با دخترشان تکه ای طلا به او دستگیری می دهند و اقوام نیز کادوهای خود را در صورتی که طلاست به آنها می دهند(سایر اقلام کادویی روز پاتختی ارایه می شود) و مراسم به پایان می رسد.در خور رسم جهیزیه دادن به وفور وجود ندارد و صرفا قالی کاشان در اتاق حجله توسط مادر عروس پهن می شود .اگر خانه داماد از مادرو پدرش جداست عروس اول باید برای دست بوسی مادر شوهر به منزل آنها رفته و دیگر قدم به حجله بگذارد.حجله نیز یکی دو ساعت قبل از مراسم ازدواج چیده می شود.
در دشتی نیز تفاوت هایی در برخی برنامه ها دیده می شود .مثلا در شب زفاف عروس لباس قرمز گشاد و روسری صورتی رنگ می پوشد و هنگامی که مردم برای دیدن او می آیند برای رفع چشم زخم از رنگ زرد برای روسری خود استفاده می کند.حمام عروس و داماد نیز نیز در منزل صورت می گیرد و رسم حمام بیرون وجود ندارد.شام حنابندان مهمان خانه داماد هستند و چوب بازی هم رایج است. هنگامی که عروس راهی خانه داماد است با پارچه سبز پوشانده شده و هنگام خروج مادر عروس مقداری اسفند ,برنج,شکر و پول به عنوان صدقه دخترش دور سر او چرخانده و بعد به فقیر می دهد.عروس را در طی مسیر خانه همسرش سه بار بر زمین می نشانند و بلند می کنند تا او به راه اندک اندک اشنا شود و نترسد و غصه نگیرد(چون در این روستا رسم حمام بیرون وجود نداشته و عروس تا کنون در حین مراسم از خانه خارج نشده! ).در مراسم ازدواج در لار به ویژه در مناطق سنی نشین گرچه اکثر برنامه ها با حضور مردان و زنان در کنار هم صورت می گیرد اما زنان با حجاب و روبنده کامل و در حاشیه یا پشت سر مردان قرار دارند.
فردای صبح زفاف در مناطق مختلف لارستان مراسم کم و بیش متفاوتی وجود دارد .در گذشته در لار حول و حو ش ساعت ۸ صبح عروس را به حمام می بردند و غسل می دادند و مادر عروس کباب ماستی(گوشت گوسفند که در ماست کیسه انداخته یا چکیده و پیاز و نمک و فلفل خوابانده شده است) درست کرده و به حمام می برد تا دخترش که شب پیش به خاطر حجب و حیا چیزی نخورده و ترسیده است را غذا بخوراند .در ضمن مادر عروس مقداری شامی کباب و ۴ قدح (کاسه گود)مملو از حلوای نبات و نان محلی بنام “تپ تپی”و سبزی و خیار مهیا کرده و به خانه داماد می فرستد و مادر داماد آنها را بین فامیل خود تقسیم می کند.(این رسم هنوز در لار پابرجاست و گاه با سطلی پر از کباب ماستی همراه است  و مادر داماد مقداری از آن را به صورت طبخ شده برای خانواده عروس پس می فرستد).گاه مقداری از این کباب برای کسانی که شب گذشته در پشت در حجله نشسته اند سرو می شود و بنا بر همین ترانه ای محلی می خوانند بر این مضمون که “ما به خانه نمی رویم .ما تا کباب نخوریم از اینجا نمی رویم”.اصطلاح دیگری نیز بر اساس این خوراک ها نقل می شود دال بر این موضوع که اگر دختر در شب عروسی عیب و ایرادی چه جسمی چه جنسی چه اخلاقی داشته باشد و مورد پسند داماد نباشد فردا صبح با قدح حلوایی به فامیلش برگردانده می شود.
در خور فردای صبح زفاف داماد به تنهایی  برای عرض تشکر و دست بوسی به خدمت مادر زن می رسد و آن را تحت عنوان “دست مادر زن گرفتن”می شناسند .در لطیفی عروس و داماد تا ۷ روز از حجله بیرون نمی آیند و غذا همانجا برایشان سرو می گردد. در درز و سایبان این مدت ۳ روز است و اولین صبح برای آنها تخم مرغ آب پز و پنیر و نان محلی سرو می گردد .در گراش در این امر تجمل بسیار دیده می شود .قبلا ذکر کردیم که مادر داماد کارتن های پر از کمپوت گیلاس و بیسکویت به خانه عروس فرستاده است .مادر عروس در اولین صبح پس از زفاف آنها را در پارچه ای دوخته شده به شکل کیسه کرده و به همراه کارتن هایی مملو از پنیر ,خامه,تخم مرغ آب پز,بلالوط(نوعی غذای رشته مانند با طعم شیرین برای صبحانه استفاده می شود),حلوا,آ ب میوه و… که خود تهیه نموده به خانه مادر داماد می فرستد و او آنها را بین فامیل خود پخش می کند و برای عروس و داماد نیز می فرستد.در فیشور فردای صبح زفاف حلوای زنجبیل به همراه نان محلی و با چمدان حاوی لباس های عروس به خانه عروس و داماد فرستاده می شود.در اوز حلوای جلاب یا درمون برای عروس طبخ می گردد. در دشتی مادر عرو سشب تا صبح را به پخت ۱۰۰ تا ۱۵۰ نان باتو(یک نوع نان محلی است) مشغول است و صبح فردای زفاف به همراه یک سینی پر از پسته خام,یک قوری شیر,یک بشقاب حلوای جلاب,۲سینی بلالوط, پشمک, حلوا,پنیر, مربا, عسل محلی, تخم مرغ آب پز,نخود پختهو… به خانه مادر داماد می فرستد که هم برای عروس و داماد و هم برای مهمانان مانده از شب گذشته سرو گردد.در دهکویه حلوای نبات و دوای گرمی (شامل :روغن حیوانی,هل,زنجبیل,فلفل سیاه و زعفران) به همراه نان بانو و جگر سرخ کرده گوسفند در سینی های مزین به پارچه سبز راهی خانه عروس و داماد می گردد که هم برای خودشان و هم  مهمانانشان سرو گردد.  در بنارویه نیز دوای گرمی که از آرد و روغن و نبات و زنجبیل و فلفل درست شده به نان محلی برای همه سرو می شود و خرج آن را قبل داماد  پرداخت کرده است. (البته امروزه رسم خرج مطبخ و شیربها از بین رفته است ).در باین رسم بردن حلوا ندارند و داماد همان شب بعد از تصرف عروس به دست بوسی مادر زن می آمده است که امروزه تغییر کرده و در صبح با اقوام و خویشان به دیدار مادر زن می آیند.
در لار در عصر فردای زفاف همه طایفه داماد به خانه مادر داماد می آمدند و به خوردن حلوا و باتو ی فرستاده شده از طرف مادر عروس پرداخته و یا با خود می بردند.فردا یا پس فردا شب نیز داماد به همراه تعدادی از مردان هر دو فامیل برای گرفتن دست مادر زن خود به خانه مادر عروس می رفتندو با حلوا و بیسکویت پذیرایی می شدند. (امروزه در این رسم زنان و عروس نیز حضور دارند)در گذشته عروس تا ۴۰ روز حق خروج از منزل را نداشت.در صورت برگزاری مراسم “دست مادر زن گرفتن”توسط داماد(اگر انجام نمی شد مادر به دیدن دخترش نمی رفت) ,مادر عروس نیز به همراه طایفه خود برای عرض “چاخالی”دخترش به خانه دختر خود می رفت و اقوام در آن روز به دادن کادوهای خود اقدام می کردند این مراسم را تحت عنوان “پاتختی”نیز می شناسند.در این روز است که مردم به دیدن جهزیه و منزل عروس دعوت می شوندو برای اینکه عروس در فامیل همسرش احساس غریبی و تنهایی نکند این مراسم به عمل می آید.در قدیم رسم بر این بود که هر کس کادوهای خود شامل پول ,اشرفی یا سکه را درون سیب های سرخی قرار داده و به اصطلاح تزیین می کردند و همه این کادوها را یک جا به همراه پارچه و شیرینی در سینی های بزرگ گذارده و مردی آنها را در بالای سر حمل کرده و زنان به دنبال آن به سمت خانه عروس می رفتند .مادر عروس هم برای دختر خود مقداری آجیل و گز و سوهان (نوعی شیرینی)و قطعه طلا تهیه می کرد تا در روز “پاتختی”به او هدیه دهد(امروزه به یک وسیله برقی تغییر یافته است).در لار رسمی وجود دارد تحت عنوان “همیشه به شادی یا عیش”که در این رسم چه عروسی باشد چه زایمان چه ختنه سوران چه جشن تکلیف دخترها و پسرها چه گوش سوراخ کردن دختران چه از سربازی مرخص شدن پسران خلاصه در هر بزم و مجلسی سایرین به ویژه اقوام نزدیک برای صاحب مجلس شادی یا هر کسی که این مجلس به گونه ای نزدیک با او ارتباط می یابد کادو و هدیه می آورند .به عنوان مثال در روز “پاتختی”عمه ,خاله,خواهر ان و زن برادران عروس ,مادربزرگ و هر کس دیگری که مایل است برای اقوام داماد مانند مادر و خواهر و خاله و عمه و مادربزرگ داماد هدیه می برند که شامل پارچه یا کله قند یا ظرف و… می شود این رسم از گذشته ها وجود داشته است حتی ممکن است یه زن پسر برای مادر شوهر خود نیز به مناسبت ازدواج دختر یا پسرش (برادر یا خواهر شوهرش)هدیه ببرد یا یک مرد برای همسر خود در مراسم ازدواج خواهرش کادو ببرد .البته در اکثر موارد این ها جبران می گردد و با اصطلاح کسی زیر بار کسی نمی ماند و تلافی صورت می گیرد.مثلا در مراسم ازدواج خانواده عروس روز “پاتختی”کادوهای خود را به خانوداه داماد می دهند و آنها نیز روز “واخونه خنده”برای خانواده عروس هدیه می آورند. ودر سایر مراسم نیز به همین ترتیب عده های در مراسم ختنه سوران پسر فلانی برای مادر و اقوام نزدیک او هدیه می برند و آنها نیز در مراسم جشن تکلیف دختر آن خانواده جبران می کنند!این مراسم در جریان عروسی چشم گیر تر است.خلاصه مراسم روز “پاتختی”که برگزار شد و اقوام آمده و عروس و خانه و جهزیه اش را دیده و کادوهای خود را پیشکش کردند و پزیرایی شدند چندی بعد نوبت “واخونه خنده یا خده یا پاواکنون یا خونه خونی” فرا می رسد که در این مراسم که معمولا پس از ۴۰ روز صورت می گیرد (چون در گذشته عروس اجازه نداشته تا ۴۰ روز از خانه خارج شود) مادر عروس عروس و داماد و اقوام و خویشان نزدیک داماد مانند عمه و خاله و خواهر و برادر و بزرگان فامیلش را به صرف نهار یا شام  یا شیرینی و میوه به خانه خود دعوت می کند و آنها نیز برای مادر عروس و نزدیکانش کادو,پارچه و کله قند و بادام سبز  می آورند.
در خور در عصر مراسمی تحت عنوان “نازو برو”داماد کت پوشیده و عروس هم لباس بلند نقش داری بر تن کرده و آرایش کرده در منزل مادر شوهر بر صندلی تزیین شده با قالیچه می نشینند و از خانه مادر عروس در سینی های مختلف برنج,مرغ,ادویه و چای و قند ,رب گوجه,کره و پنیر و عسل و … به مقدار زیاد (هرکس بسته به وضع مالی اش)برای روسفیدی دخترشان به خانه مادر داماد می فرستند و مردم نیز جمع شده و نگاه کرده و کل می کشند.در خور رسم است که مردم کادوهای خود را در شب زفاف در حجله به عرو س و داماد می دهند.
در لطیفی فردای صبح زفاف داماد به تنهایی برای گرفتن دست مادرزن خود اقدام می کند و پس از حمام هفته شوران و انجام غسل واجب جنابت عروس حق رفتن به خانه مادر خود را می یابد.برای کادو اکثرا رسم پول دادن وجود داشته و چادر پهن کرده هر کس که مایل است مبلغ مورد نظر خود را در آن می ریزد .
در درز  و سایبان بعد از سه روز عروس و داماد به حمام می روند و بعد پدر عروس آنها را با همه طایفه داماد به نهار یا شام دعوت می کند و در همان مراسم داماد دست مادر زن خود را می فشرد.کادوها در همان شب زفاف به عروس و داماد پیشکش می شود که معمولا شامل طلا یا اشرفی است.
در گراش فردای صبح زفاف را تحت عنوان “ننه بینو”می شناسند و صبحانه و نهار را مادر عروس موظف است برای خانواده داماد تهیه کند و بفرستد .یک روز بعد از عروسی را بنام “صندل کشون”می نامند که عروس را مجددا آرایش کرده و بر تخت می نشاند تا همه برای دیدن مجدد او بیایند.جهت مراسم “دست مادرزن گرفتن” داماد به تنهایی فردای صبح زفاف انجام می دهد و اگر پر حیا باشد این کار را به شب محول می کند.اما عروس تا چهل روز از منزل بیرون نمی آمد و مادر بعد از چهل روز رسم” پاگشا” یا همان “واخونه خده” را برای دختر خویش به انجام می رساند. در گراش دادن جهیزیه بسیار مفصل است و هفت روز بعد از زفاف برای پهن کردن آن اقدام می شود
در اوز پس از سه روز مادر عروس به همراه طایفه خود برای اجرای رسم “جاخالی”و دادن هدایای خود به خانه عروس و داماد می روند وبرای شام نیز آنجا می مانند و مهمان داماد هستند البته این امر ویژه خانواده بسیار نزدیک عروس است.البته مادر عروس هم در “روز خونه خده”عروس و داماد و طایفه نزدیک او را مهمانی می کند.برای انجام مراسم “دست مادر زن گرفتن”نیز خارج از حالت رسمی و در صبح بعد از زفاف توسط داماد انجام می گیرد.
در دهکویه پس از سه روز برای مراسم “جاخالی”عرو س می روند و کادو را صرفا برای عروس می برند. فردای صبح زفاف که داماد برای مراسم “دست بوسی”مادر زن می رود گوسفندی جلوی پای او قربانی می کنند.عروس تا یک هفته از حجله بیرون نمی آید و هر روز نیز آرایش کرده و ملبس می نشیند تا مردم برای دیدن او  بیایند . بعد از یک هفته نیز با قوم و خویش به حمام رفته و غسل می کند و در ظهر غذا تدارک دیده و همه مهمان می شوند.این مخارج بر عهده خانواده داماد است .بعد از ده روز نیز مادر عروس آنها را به خانه دعوت کرده و مجددا بر سر راه آنها قربانی می کنند و سور و سات بپاست. جهزیه در دهکویه بسیار اندک است و همان شب زفاف برده می شود و اتاق حجله با قالیچه و پارچه های رنگی تزیین می گردد.
در بنارویه امروزه رسم بر این شده است که در “روز جاخالی”یا “دستگیری”مادر عروس موظف است برای همه اعضای خانواده داماد از مرد و زن و بچه لباس های مناسب یا پارچه مردانه ,زنانه یا بچه گانه تهیه کرده و حتی کفش و چادر و روسری از سر تا پا و به آنها هدیه کند گویند این رسم از جهرم وارد منطقه شده و معلمانی که برای تدریس آمده اند با خود آورده اند .در این روز مادر عروس باید انگشتری طلا نیز به مادر داماد بدهد و گردن بندی بنام “الله”نیز بر گردن داماد خود بیفکند.چهار روز بعد از شب زفاف اقوام عروس به خانه عروس می روند برای دیدار از عروس و جهیزیه او و به این رسم “تو حجله ای”گویند. در بنارویه رسم “دست مادر زن “گرفتن وجود ندارد و یک روز هم مادر عروس عروس و داماد و همه اقوام او را به مهمانی نهار دعوت می کند. در شرفویه [۲۳] نهار ظهر عقد بر عهده داماد است و در روز آزمایش خون هم نهار را داماد تهیه می کند. در بریز[۲۴] قبل از شب قرار انگشتری را که به عنوان نشانه برای عروس می فرستند را با ساز و دهل به خانه او می فرستند و اگر به هر دلیلی مراسم عقد بهم خورد آنها موظف به برگرداندن این نگشتر هستند . اما در لار اگر در دوران عقد مراسم بهم خورد هر دو طایفه موظف هستند تمام چیزهای فاسدنشدنی و تمام نشدنی را که رد و بدل کرده اند به یکدیگر باز گردانند.
در باین کادوها را همان شب زفاف می دهند و شب بعد رانیز عروس را آرایش کرده بر تخت می نشانند تا همه برای دیدن او بیایند .در باین مراسم “دست مادر زن “گرفتن قبل از به حجله رفتن داماد صورت می گیرد و او کت پوشیده به دیدار مادر زن خود می رود و همه او را برنش می کنند.
در شدتی داماد خو تنها فردای صبح زفاف به دیدار مادر زن می رود و شب همه اطرافیان به منزل عروس و داماد رفته و کادوهای خود را پیشکش می کنند. در دشتی نیز مانند فیشور عروس جهیزیه ندارد اما مقدار زیادی طلا و لباس با خود می برد.پس از هفت روز مادر ش او را به خانه می طلبد .
در فیشور هم بعد از سه روز مردم برای دادن کادوهای خود به خانه عروس می روند که معمولا اطرافیان نزدیک لوازم برقی هدیه مدهند که به گونه ای جای جهیزیه عروس را پر می کند و شب عروس و داماد و اقوام او برای دست بوسی مادر زن به خانه آنها می روند و پدر عروس به دخترش قطعه ای طلا به همراه شیرینی هدیه کرده و همانگونه که او نشسته بر زیر پایش قرار می دهد.
به این ترتیب مراسم ازدواج در منطقه لارستان که از  خواستگاری شروع شده و عقد و عروس را در بر می گیرد و از ۲ ماه تا ۲ سال طول می کشد و خود مراسم عروسی نیز که گاه تا یک هفته به طول می انجامد را در این فصل به تفصیل توضیح دادیم و در مناطق مختلف به تفاوت ها و شباهت های آنها پرداختیم.
در آخر این مطلب قابل ذکر است که اگر داماد خانواده ای مرد سفری باشد و در خارج از کشور مشغول باشد در اولین سفر او به خارج مادر عروس برای او سینی مملو از مرغ بریان و پسته و اجیل و حلوا و تخمه و نان محلی می فرستد و هنگام بازگشت او بعد از معمولا ۲ سال نیز اسفند دود کرده و گل می برند وبه عنوان غذا تخم مرغ و پیاز درست کرده چراکه معتقدند برای افرادی که در سفر هستند و به اصطلاح برای رفع” آب به آب شدن “آنها در سفر باید اولین وعده غذاییشان تخم مرغ و پیاز باشد که در لارستان آن را تحت عنوان “تخم و پیا”می شناسند و از مخلوط آنها در روغن وپخت آنها همزمان بر آتش تهیه می گردد و نیز حلوای باتو و مرغ بریان و سیزی و خیار به استقبال دامادشان می روند.
و به این سبک و سیاق و با کم وزیاد این رسم و رسومات از گذشته های دور وجود داشته و اکنون نیز کماکان پا برجاست.
۱٫یک نشانه ی سعادت مرد این است که دخترش پیش از قاعدگی به خانه ی شوهر برود.
[۲] سکه احمد شاهی شامل:۱قرانی ـ۲ قرانی ـ ۳ قرانی و … جنس آن نقره
رضا شاهی شامل: ۱۰ ریالی ـ ۵ ریالی ـ ۲ ریالی ـ ۱ قرانی که جنس آن از نقره می باشد و در سال های  ۱۳۲۸ رواج داشته است.
سکه مظفرالدین شاهی: ۱و ۲ قرانی جنس نقره.اشرفی فتحعلی شاهی شامل: ۲۴ عیاری معروف به نخودی در آن زمان ۱۰ تومان ولی امروزه ۵۳۰ هزار تومان و ۲۲ عیاری و ۲۱ عیاری.
اشرفی تیزابی معروف به تیزابی می باشد که ۲۴ عیاری وزن آن حدود ۹/۹۹۹ گرم می باشد.
۲۲ عیاری وزن ۹۱۶ گرم می باشد.
۲۱ عیاری وزن ۸۷۵ گرم می باشد.
۱۸ عیاری وزن ۷۵۰ گرم می باشد.
اشرفی پهلوی شامل ۱ پهلوی قیمت آن در قدیم ۵۰ تومان و امروزه آن ۷۷۰ هزار تومان می باشد.
نیم پهلوی قیمت آن در قدیم ۲۵ تومان ولی امروزه ۳۹۰ هزار تومان .
ربع پهلوی قیمت آن در قدیم ۱۲ تومان امروزه  ۱۹۵ هزار تومان.
در زمان قدیم اشرفی را مثقالی خریداری می کردند که شامل:
۱ مثقال برابر با ۲۴ نخودی
نیم مثقال برابر با ۱۲ نخودی
ربع مثقال برابر با ۶ نخودی
[۳] . فیشور یا ( پیشور ) نام دهستانیست از توابع بخش اوز در شهرستان گراش فارس. این دهستان در فاصلهٔ ۳۶۰ کیلومتری جنوب استان فارس، ودر ۷۲ کیلومتری شمال غرب شهر لار واقع شده‌است، وشامل ۶ روستا آباد می‌باشد.
[۴] روستای دشتی از توابع بخش صحرای باغ در شهرستان لارستان در جنوب استان فارس در ایران واقع شده‌است. دشتی، سومین روستا از روستاهای صحرای باغ است.
[۵] بَنارویه شهری است در بخش بنارویه شهرستان لارستان استان فارس در جنوب ایران. بنارویه در ۱۸ کیلومتری بخش جویم واقع شده‌است، تاسال ۱۳۸۳جزئی از بخش جویم بود ولی از این سال به بعد تبدیل به بخش شده‌است، سپس با توجه به شهرستان شدن جویُم و تاسیس شهرستان جویم بنارویه به مرکزیت جویم، دوباره زیر نظر شهر جویُم قرار گرفت.
[۶] اِوَز نام شهریست در جنوب استان فارس بازمانده از دوران کهن و جلوه‌گاهی از فرهنگ تاریخی ایثار و نیکوکاری مردمان فارس است. شهر تاریخی و جنوبی اِوَز در ۴۰ کیلومتری شمال غربی شهر لار و ۳۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شیراز مرکز استان فارس در ارتفاع افزون بر ۱۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده است. این شهر در دشتی میان ۲ رشته‌کوه از دنبالهٔ کوه‌های زاگرس جنوبی قرار دارد.


[7] باین روستایی در بخش جویم شهرستان لارستان در جنوب استان فارس ودر ایران واقع شده‌است.
[۸] لطیفی شهری از توابع بخش مرکزی شهرستان لارستان در جنوب استان فارس در ایران، و در چند کیلومتری شمال شرقی شهر لار واقع شده‌است.
[۹] گِراش شهری در جنوب استان فارس و در فاصله ۳۵۵ کیلومتری جنوب شیراز و ۱۵ کیلومتری لار قرار دارد. این شهر مرکز شهرستان گراش است.
[۱۰] نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان می باشد و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
عید فطر روز اول ماه شوال و در پایان ماه رمضان است. عید فطر از مهم‌ترین جشن‌ها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب می‌شود و معمولاً با تعطیلی رسمی همراه است. در این روز، روزه حرام است و مسلمانان نماز عید برگزار می‌کنند.
عید قُربان یا گوسپندکُشان[۱] (به عربی: عید الأضحی) روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.
[۱۱] ماه مُحَرّم یا محرم‌الحرام نخستین ماه تقویم اسلامی (هجری قمری) و به اعتقاد مسلمانان از جملهٔ ماه‌های حرام است. به‌همان‌گونه که پیش از ظهور اسلام، در دوران جاهلیت، جنگ و خونریزی در این ماه‌ها ممنوع بود، حضرت محمد صَلی الله عَلیه وَ اله وَسلم نیز همان را تأیید کرد.محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود. شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است. محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است. حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم: غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا – تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام. همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است. عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.
[۱۲] رمضان نام نهمین ماه سال قمری است. در این ماه روزه بر مسلمانان واجب شده‌است.[۱] ماه رمضان در دین اسلام ماهی مبارک است. در قرآن از این ماه به عنوان ماهی که در آن قرآن نازل شده یاد شده‌است.
[۱۳] دهستان دهکویه در طول شرقی ۵۴ درجه و ۹ دقیقه تا ۵۴ درجه و ۳۴ دقیقه و عرض شمالی ۲۷ درجه و ۴۴ دقیقه تا ۲۸ درجه و ۵ دقیقه با ۸۷۵ کیلومتر مربع مساحت در جنوب ایران و در فاصله ۲۷ کیلومتری شمال شرقی شهرستان لار و ۱۲۵ کیلومتری جنوب شرقی جهرم و ۳۲۰ کیلومتری شیراز قرار دارد.
[۱۴] ماه هر ۳۲/۲۷ روز یکبار به دور زمین می گردد, به این دوره یک ماه نجومی می گویند. ولی از آنجا که زمین نیز به نوبه خود در طی این مدت حدود ۳۰ درجه در مدار خود به گرد خورشید تغییر مسیر داده است, برای اینکه ماه, زاویه زمین- ماه- خورشیدی سابق خود را پیدا کند, بیش از دو روز دیگر باید به دور زمین بگردد. این مدت که در مجموع تقریبا ۵۳/۲۹ روز طول می کشد یک ماه هلالی را تشکیل می دهد. بنابراین در هر ماه هلالی ماه بیش از یک دور, دایره البروج را طی می کند. طبق آنچه در روایتى از امام صادق(ع) نقل شده فرمودند در زمانى که قمر در عقرب است ازدواج نکنید (یعنى عقد ازدواج در آن روز خوانده نشود) البته این روایات حمل بر کراهت شده است و لذا فقهاء گفته‏اند در زمان قمر در عقرب عقد ازدواج کراهت دارد اما حرام نیست و بهترین راه براى نجات از شرّ و نحوست ایام و آفات و بلاها دادن صدقه است یعنى در هر روز که انسان اول صدقه بدهد بعد کارش هر چه باشد شروع کند خداوند به برکت آن صدقه اگر شرّ و نحوستى هم باشد برطرف مى‏کند و اگر مثلاً هم عقد انجام شده با دادن صدقه رفع مشکل مى‏شود.
[۱۵] شب زفاف شب جمعه باشد و از نزدیکی در شب های چهارشنبه,شب اول و وسط و آخر ماه قمری و نیز شب های که در آن ماه گرفتگی و طوفان های شدید است بپرهیزید.
[۱۶] خور یکی از شهرهای جنوبی استان فارس، در ۳۶۷ کیلومتری شهر شیراز و همجوار شهر لار می‌باشد.
[۱۷] دهستان درزو سایبان ازجمله نواحی مورد پیمایش ماست که هم ترک نشین و هم فارس نشین هستند و مذهب آنها شیعه می باشدو در سمت غرب لار و نزدیک استان هرمزگان واقع شده است. در نقشه پیوست قابل رویت می باشد.
[۱۸]۱۳۹۰٫انتشارات ایلاف.ص۱۲۴٫ برگرفته از کتاب “میراث باستان”نوشته مروان خرم روز.
۱۸دایره، یکی از سازهای کوبه‌ای است. این ساز، شبیه دف است و تفاوت این دو در آن است که دف، معمولاً دارای زنجیرهای کوچکی است که به دیواره چوبین آن نصب شده، همچنین دایره از دف کوچک‌تر است. این خصوصیات صدای این دو را متفاوت می‌کند.
دایره غیر از ایران در کشورهایی همچون افغانستان، آذربایجان، ازبکستان، تاجیکستان و نواحی اویغورنشین چین رواج دارد.

[20] توتیا از ماده ای بنام رخ درست می شده است و برای سفید کردن پوست صورت عروس بکار می رفته و خطاط از مازو تهیه می شده و برای درست کردن ابروها و وسمه کشیدن استفاده می شده است و از سرمه برای آرایش چشم استفاده می کردند.برای تهیه سرمه پنبه را در روغن حیوانی می سوزاندند و گرد مشکی رنگی که از آن به دست می آمد و چرب بود را در سرمه دان نگهداری می کردند و با چوبی نازک و بلند بنام مهره برای کشیدن آن در چشم ها استفاده می نمودند و آن را قوت چشم می دانستند.سرخاب نیز پودری بود که در بازار موجود بود و خریداری می شد و برای آرایش لب ها از ماده ای بنام میکروکروم که امروزه برای ضدعفونی زخم ها استفاده می شود بهره می جستند وبا استفاده از بهدانه و سریشک که آب کرده و ماده لزج و چسبناکی ایجاد می نمود پولک های رنگی به گونه ها و ابروها ی عروس می چسباندند و موهای او را به صورت حلقه های روی بنا گوش و پیشانی او حالت می دادند.
[۲۱] برنه کردن به معنای پرتاب کردن یا به هوا ریختن و یا بر سر ریختن  نقل و نبات وبادام و پول به منظور اعلان شادی و هلهله برای عروس و داماد و زایو و زایر و نوزاد و هر کسی است که مراسم شادی برای او به پا گشته است و در کل ایران به ویژه خطه جنوب بسیار متداول است.
[۲۲] در بخش مربوط به زایش به طور مفصل راجع به “هم چهله شدن”توضیح خواهیم داد.
[۲۳] شرفویه، روستایی است از توابع بخش بنارویه و در شهرستان لارستان استان فارس ایران.

[24] روستایی در منطقه لارستان

کد مطلب: 9874
 
کد امنیتی:   
 [0 نظر]