0
 
اصطلاحاتی پیرامون درد در زبان لاری
تاریخ انتشار : 11 آذر 1393 ساعت 23:03:25 | تعداد بازدید: 727
میلاد لارستان: درد خدا، شکر خدا
دردی که از طرف خداست، باید شکر خدا را به جای آورد.
***‌
درد و دَوا شُگُته
درد و درمان گفته‌اند یعنی درد و بیماری را دست کم نگیرید چون با دارو، درد، درمان می‌شود.
 
***‌
درد، چُنه کوه دا، چُنه مو اَچو
درد و بیماری، یکبارگی همچون سنگینی کوه تو را مبتلا می‌کند ولی یواش یواش مثل مو از بدن خارج می‌شود.
***‌
درد، اَلوئه سِرَه اُنِس، جار بِکَش
درد و بیماری را باید ابراز کنی تا به درمان آن کمک شود.
***‌
دردِ خو دون و کَس نَدون اُمِه
دردی دارم که خودم می‌دانم و هیچ کس از آن باخبر نیست.
مرا دردی است اندر دل، اگر گویم زبان سوزد
وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
***‌
درد بی‌دَوا تَتِکت بیا
نفرینی است، درد بی دوا بگیری.
***‌
دَرد و بَلات واسَه‌اِم
دعایی است، درد و بلایت را من بردارم من به درد و بلای تو مبتلا شوم.
***
گوشت درد گوشت اَکُن
خویشاوند درد خویشاوند را حس می‌کند و می‌فهمد، نه غریبه.
***‌
خُشا دردی که درمونش تو اِسِّش
درد عاشقی که درمانش وصال معشوق است.
***‌
درد اَما، صَداش نی
بعضی از افراد که از بیماری خود، گله و شکایتی ندارند و آن را در همه جا بروز نمی‌دهند.
برخلاف افرادی که یک بیماری کوچک را آنقدر بزرگ جلوه می‌دهند که دل مردم برایشان به رحم آید.
***‌
درد مَه، یکی و دوتا نی
اگر دردم یکی بودی، چه بود.
***‌
درد، مُوا دِل چو
وقتی چیزی را از دست بدهی غم از دست دادن آن، دلت را به درد آورد همچنین ناراحتی پس از دعوا کردن با کسی (مثلاً یک قطعه طلا را گم کنی یا یک ظرف زینتی باارزش را بشکنی و…)
***‌
سِرِ بی‌درد، اَبالِشت نانِسِن
سری که درد نمی‌کند، دستمال نمی‌بندند.
***‌
کک شوک اُت بِگِره، درد بَریکو اُت بِگِره
نفرینی است (سیاه سرفه و درد لاغر شدن بگیری)
***‌
دردُم از خویشِ نِه از بیشِ
ناراحتی من از طرف کسانی که از آنها انتظار نداشتم یعنی خویشاوند است نه از زیادی بودن آن.
***‌
درد و بَلات پَر بِزِن
اَجون کَفتر بِزِن
هرچی زیاد وابو
اجونِ دشمن بِزِن
دعایی است برای برطرف شدن بیماری کسی .
بیشتر برای کودکان بیمار می‌خوانند.
با تشکر از هفته نامه میلاد لارستان وخانم جهاندیده

کد مطلب: 9894
 
کد امنیتی:   
 [0 نظر]